آوای دل‌انگیز سکوت


آوای دل‌انگیز سکوت

همان‌قدر که طبیعت از خلأ بیزار است و بسرعت آن را پر از هوا می‌کند، انسان هم از سکوت بیزار است و به همان سرعت قصد شکستنش را دارد. از ساعت‌های اولیه صبح تا اواخر غروب زیر بمبارانی از سروصدا قرار داریم؛ دستگاه‌های پخش موسیقی، ترافیک، ماشین‌ها، تلویزیون‌ها، مراکز فروش و رستوران‌ها.

ما در دنیای پرهیاهویی زندگی می کنیم که لحظه ای آرامش نداریم. در مسیر کار به رادیو و موسیقی گوش می کنیم. به محض این که به اداره رسیدیم با این و آن شروع به صحبت می کنیم و وقتی به خانه برمی گردیم؛ با سروصدای ظروف آشپزخانه، داد و هوار بچه ها و صدای بلند برنامه های تلویزیون سر و کار داریم. آنقدر قیل و قال وجود دارد که نمی توانیم فضایی بیابیم صدایی در آن موج نزند، اما دیگر وقت آن رسیده است اندکی به سکوت و آرامش فکر کنیم.

بنابر تحقیقات معلوم شده است سروصدای موجود برای سلامت انسان چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی بسیار مضر است و عواقب بدی از خود برجا می گذارد؛ از فشار خون گرفته تا افزایش هورمون استرس و خطر حمله قلبی. حتی محققان به این نتیجه رسیده اند سروصدا سلامت کودکان را نیز به خطر می اندازد و از توانایی یادگیری، رشد و عملکرد مناسبشان می کاهد. همچنین شنوایی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد و در نتیجه دچار ضعف در کلام، زبان، مهارت های شناختی، اجتماعی و عاطفی می شوند.


  

ادامه نوشته

انديشه هاي كن بلانچارد

كن بلانچارد (KEN BLANCHARD) انديشمند بزرگ حوزه مديريت‌، مقاطع مختلف دانشگاهي را تا دكترا در رشته هاي حكومت و فلسفه، جامعه شناسي، آموزش و رهبري در دانشگاه كرنل طي كرد. او هم اكنون به عنوان عضو هيئت امناء دانشگاه و به عنوان استاد رشته تربيت مشاور، رهبري و رفتار سازماني در دانشگاه ماسوچوست مشغول فعاليت است. بلانچارد سخنراني ماهر است كه صادقانه و از صميم قلب سخن مي گويد. او مشاور سازمانهاي بزرگي نظير جنرال موتورز، ديزني، هوندا، كداك و... بوده است. بلانچارد به همراه همسرش شركتهاي بلانچارد را تاسيس كرده كه در زمينه آموزش و مشاوره مديريت در سطح جهان عمل مي كند.
بلانچاردجوايز بسياري را در حوزه مديريت و رهبري و منابع انساني از آن خود كرده است. او مانند دراكر و دمينگ جايزه مشاوران بين المللي مديريت را از آن خود كرده است. بلانچارد نويسنده اي بسيار برجسته و موثر است كه تاكنون بيش از 30 كتاب منتشر كرده كه به زبانهاي متعدد ترجمه شده و در ميليونها نسخه به فروش رفته است. بلانچـــارد در سال 1982 كتاب مدير يك دقيقه اي را به همراه اسپنسرجانسون منتشر كرد كه در حوزه مديريت موفقيت بسياري يافت و بيش از 9 ميليون نسخه از آن به فروش رفت. كتابهاي بلانچارد همواره درصدر كتابهاي پرفروش قرار داشته است. او موضوعها و زمينه هاي مختلفي نظير توان افزايي، مديريت و رهبري، مديريت كيفيت، مديريت اجرايي، كار تيمي و... را مورد بررسي قرار داده است. او كار تيمي را عملاً در نوشتن كتابهاي خود نيز به اجرا درآورده و بسياري از كتابهاي خود را به صورت گروهي نوشته است. از نكات بارز كتابهاي بلانچارد استفاده از سبك داستاني و بيان و توضيح مفاهيم و پيامها از زبان شخصيتهاي داستان است.
بلانچارد در كتابهايش مي آموزد كه چگونه مي توان همزمان براي امروز رقابتي بود و براي فردا نيز آماده شد. شخصيت و شاخص شاهكار ادبيات مديريتي او يعني مدير يك دقيقه اي فردي است با هدف گذاري، تشويق و توبيخ يك دقيقه اي، بدون صرف وقت زياد به نتايج مطلوب و موثر دست مي يابد. او در جاي جاي كتابهايش بر تشويق و توبيخ مناسب و بجا اصرار دارد و آن را عمده ترين عامل موثر در اجرا و عملكرد افراد مي داند.
او از روش غلط برخي مديران در مچ گيري و ظاهر شدن در حين ارتكاب اشتباه توسط افراد انتقاد كرده و از اين نوع مديران به عنوان چلچله دريايي ياد مي كند. بلانچارد خطا و اشتباه را فرصتهاي يادگيري مي نامد. او با تاكيد بر مثبت انديشي بر اين باور است كه بايد بر عملكرد خوب تمركز و تكيه كرد تا اثربخشي در فرد و سازمان به منصه ظهور برسد. بلانچارد توان افزايي را از مفاهيم نويدبخش كسب و كار مي داند كه درجهت آزادكردن نيروهاي دروني افراد براي كسب دستاوردهاي شگفت انگيز موثر است. به نظر بلانچارد عمر نظام سلسله مراتبي به سرآمده و تنها در سايه مشاركت اطلاعاتي كاركنــــان مي توان افرادي مسئوليت پذير تربيت كرد. او چنان بر اهميت گروه و كارگروهي تاكيد مي ورزد كه آن را پديــده شگفت انگيز و معجزه خداوند عنوان مي دهد. بلانچارد در تبيين نقاط ضعف و ناكارآمدي نظام سنتي ارزيابي عملكرد دركتابهايش سخن مي گويد و بر مدار پاداش معنوي و كسب ارزشهاي معنوي مي چرخد و مديريت برمبناي ارزشها را طرح مي كند و رأس و رئيس اصلي سازمان را همين ارزشها مي داند. بلانچارد توصيه مي كند كه همه انسانها من را از سر راه خداخواهي بردارند و باتوجه به درون خويش، به انسانهايي خوشبخت تبديل شوند.
ادامه نوشته

قوانین زندگی از نظر برایان تریسی

قوانین زندگی از نظر برایان تریسی                                                              

                                                                                                     

آقای تریسی در طی سی سال به هشتاد کشور دنیا سفر کرده است تا دلایل حقیقی این پرسش را بیابد که چرا وقایع به صورتی که هستند اتفاق می افتند؟ 

 او پاسخ ها را به صورت قوانینی خلاصه کرد، که سال های زیادی است در دنیا افراد مختلف با بکار گرفتن این اصول و قوانین به موفقیت و خوشبختی، در زندگی خود رسیده اند. برایان تریسی با همسرش باربارا و چهار فرزندشان در سانتیاگو واقع در ایالت کالیفرنیا زندگی می کند. وی همچنان مشغول نوشتن و آموزش این اصول پایدار به جهانیان است.

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد.

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید.

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید.

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد.

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید.

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها.

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .
===============
11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14- قانون تفکر مثبت
ادامه نوشته

ما چرا نقاب به صورت می زنیم

ما چرا نقاب به صورت می زنیم

«انسان از ابتدای تولد دو ویژگی جالب دارد. یکی ویژگی خود بزرگبینی، مورد تحسین واقع شدن و آرمانی بودن است و ویژگی دیگر اطرافیان و دیگران را مورد تحسین قرار دادن و آنها را بزرگ دانستن است. وقتی که احساس اولی رشد کند، فرد به جایگاه رهبری، اقتدار و فرماندهی میرسد و اگر وجه دوم رشد پیدا کند فرد به شخصی پیرو و فرمانبر تبدیل میشود.»...

دکتر احمدعلی نوربالا، روانپزشک از این مقدمه استفاده میکند تا به این سوال ما جواب بدهد که: «چرا ما آدمها گاهی خودمان نیستیم؟ چرا عادت کردهایم هرازگاهی نقاب به صورت بزنیم و خودمان را جور دیگری نشان بدهیم؟» دکتر نوربالا در ادامه میگوید:

وقتی که ما فرزندمان را پس از انجام کارهای خوب مورد تشویق قرار میدهیم، احساس ارزشمندی در او به وجود میآید و خود را برتر از همه میبیند. او به مروز زمان متوجه میشود که بدون پدر و مادرش لحظهای قادر به زندگی نیست زیرا آنها هستند که نیازهایش را برطرف میکنند. اما به مرور متوجه میشود که برخی از کارهایش مورد تقبیح است و پدر و مادرش هم دانای کل نیستند و نمیتوانند به تمام نیازهای او پاسخ گویند و قدرت آنها نیز بیپایان نیست. به چنین وضعیتی ناکامی بهینه میگوییم زیرا اگر چه شکست محسوب میشود ولی فرد به دنبال این شکست درصدد رفع نواقصش برمیآید و خود را با واقعیت تطبیق میدهد که این مساله زمینهساز موفقیت میشود. به شناخت فرد از خود در این حالت، خودپنداره میگوییم که با توجه به شناخت فرد از توانمندیها و ویژگیهای مثبت و منفیاش شکل میگیرد. اگر این خود واقعی با آن خودی که دیگران از آن انتظار دارند، یکسان باشد، آن وقت فرد از یک عزت نفس مناسب برخوردار میشود. اما اگر خود ایدهآل و خود واقعی یکسان نباشند آن وقت فرد برای رسیدن به خود ایدهآل مجبور به زدن نقابهای مختلف میشود.

حالا برای اینکه این خود ایدهال و خود واقعی در تطابق با یکدیگر باشند و به صورت متوازن رشد کنند، چه کاری باید انجام بدهیم؟  

در چه صورتی این ناکامی بهینه، به صورت منفی عمل میکند؟

ادامه نوشته

عمل به قول

    من به افرادی که بر روی حرفشان نمی‌مانند اعتماد نمی‌کنم. اگر کسی چندین بار زیر حرفش بزند، آن موقع است که من می‌دانم فرد مورد نظر قابل اعتماد نیست.   آیا به حرفی که می‌زنید وفادار هستید یا اغلب اوقات از انجام کاری که قول داده‌اید انجام می‌دهید سرباز می‌زنید؟ بسیاری از ما اغلب اوقات درگیر موضوعات این چنینی هستیم. برخی از افراد می‌گویند که تماس می‌گیرند و دیگر با شما تماس نمی‌گیرند. برخی دیگر می‌گویند که پیگیر یک پروژه خواهند شد و در آینده این چنین نخواهد شد. برخی دیگر می‌گویند که کاری را در مدت زمان خاص انجام می‌دهند و متاسفانه زیر حرفشان می‌زنند.
ادامه نوشته

خلاصه کتاب وضعیت آخر

خلاصه ی فصول کتاب
.1فروید، پنفیلد و برن
در اوایل قرن بیستم وقتی فروید در صحنه تفکر بشر ظاهر شد، این موضوع به صحنه مبحث تازه ای به نام تجربیات علمی کشیده شد. سهم اساسی فروید این نظریه او بود که عوامل ستیز درونی داده شده: فرامن (superego) که نیروی کل کنترل کننده و محدود کننده ی ضمیر بود و به کمک “نهاد” (instinctual drives)، بر روی “من” (ego) به عنوان داوری که “به خیر خود” کار می کند، شخصیت را اداره می کند.
یکی از عوامل بیگانه بودن مردم امروز با موضوع شناخت درون خود، ورطه و شکاف بزرگی است که بین دانش متخصصین و ارتباط آنها با مردم عادی وجود دارد.
من برای کوشش های وفادارنه و نظریات روانشناسانه گذشته در رشته روانکاوی احترام بسیار قائلم. آنچه امیدوارم در این کتاب ارائه دهم آن است که نخست روش های گذشته را توضیح دهم، و سپس روش های جدیدی را معرفی کنم، نه از آن جهت که به روش های قدیمی حمله خصمانه کرده باشم، بلکه صرفاً از این نظر که در مواجهه با مسائل عدیده جوامع امروز لازم است برای یافتن راه حل های تازه گامهای تازه برداریم. زیرا بطوری که مدارک نشان می دهند روش های قدیمی ظاهراً در حد کفایت نافع نبوده اند.
مردم ممکن است بدانند که متخصصین گفتنی های زیادی درباره رفتار انسانی در کتاب های خود آورده اند، ولی ترجیح می دهند که بسازند، یا نذر و نیاز کنند، یا حداکثر به مجلات بنویسند، یا بنشینند و زندگی خود را رادر کاریکاتورها و شوخی های مبتذل نظاره کنند. اما چه چیزی کاملتر و ساده تر از آن است که برای یافتن جواب های تازه در مورد مسائل قدیمی به اصول محرک های روانی انسانی بپردازیم؟ آیا اطلاعاتی وجود دارد که هم حقیقی و هم سودمند باشد؟
پنفیلد یکی از روانکاونی بوده است که از شوک الکتریکی برای درمان بیماران خود استفاده می کرده است. نتیجه گیری های پنفیلد نشان می دهد حتی پس از آنکه شخص دیگر قادر نیست خاطره ای را به یاد آورد، مدارک ضبط شده آن خاطره تمام و کمال در مغز او باقی می ماند.
به طور خلاصه از تجربیات دانشمندانی که در زمینه ی مغز و حافظه ی انسان به تحقیق علمی پرداخته اند، می توان نتیجه گرفت:
- مغز مانند یک ضبط صوت عالی کار می کند
- احساس هایی که با رویدادهای گذشته ممزوج بودند نیز توأماً ضبط می شوند و به طرزی ناگشودنی برای همیشه با این رویداد ها قفل می شوند.
- آدمی می تواند در آن واحد در دو حال وجود داشته باشد: بیمار می دانست که در حال حاضر روی تخت دکتر روانکاو استو با پنفیلد حرف می زند، در عین حال خود را جلو کارخانه“سون- آپ” و نانوایی هاریسون می دید. او یک حالت دوگانه داشت، زیرا در آنِ واحد هم در آن لحظه تجربه گذشته اش بود و هم بیرون از آن تجربه بود و به آن نگاه می کرد.
- این تجربه های ضبط شده و احساس های ممزوج با آنها، امروزه در هر لحظه از زندگی به همان حالت زنده آماده “بازنواختن” اند، و این نوارهای ضبط شده تقریباً تمامی اطلاعاتی را که باعث رفتار متقابل ما با دیگران می شود، ارائه می دهند. این تجربه ها نه تنها به یاد آورده می شوند (آگاهانه) بلکه ما آنها را دوباره (ناآگاهانه) زندگی می کنیم. من فقط به یاد می آورم که چه احساسی داشتم بلکه همین الان آن احساس را دارم.
دکتر اریک برن، بانی نظریه “تحلیل رفتار متقابل” واحد علمی را برای آن تعریف و مشخص کرده است:
هر گونه واحد آمیزش اجتماعی یک “رفتار متقابل” نام دارد.
هر وقت یک انسان بایک نفر یا بیشتر در ارتباط باشد، دیر یا زود یکی از آنها حرفی می زند، یا علامتی نشان می دهد، که حضور دیگری را ثابت می کند. ما این را یک انگیزه رفتار متقابل می نامیم. پس آن شخص متقابلاً حرفی می زند، یا علامتی نشان می دهد، که به طریقی پاسخی به آن انگیزه است، و آن پاسخ رفتار متقابل نامیده می شود.
“تحلیل رفتار متقابل” روش بررسی این رفتار و اعمال است که رد آن “من با تو کار می کنم و تو هم در مقابل کاری با من می کنی” و این میان معلوم می شود که کدام جنبه از شخصیت چند جنبه ای انسان دخالت داشته است.
ادامه نوشته

انسان و مرگ


برخلاف نام کتاب دکتر معتمدی که آدمی را به یاد مرگ‌ می‌اندازد، وی سراسر طراوت و زندگی است

کتاب انسان و مرگ اثر وی از معدود کتاب‌های مورد اعتنا است که به موضوع مرگ در زندگی انسان از ابعاد مختلف می‌پردازد. به رغم گذشت نزدیک به دو دهه از تالیف این کتاب، تالیفات در این زمینه شاید به انگشتان یک دست هم نرسد و از این منظر کتاب دکتر معتمدی استثناست]

گفت وگوی همشهری‌آنلاین را با وی بخوانید.

ادامه نوشته

منطق در شطرنج

منطق درشطرنج

بازى شطرنج چنان شاخ و برگ می گیرد و چنان گستردگى و تنوعى می یابد که دیگر نمی توان بر اساس محاسبه صرف گفت که کدام شاخه یا شاخه ها به برترى می انجامند. استفاده از راههاى میان بر و جست و جو بر اساس توجه به جنبه هایى از پوزیسیونها اهمیت بیشترى پیدا می کند. آنچه موجب تفاوت سطح شطرنجبازان می شود،نحوه کاربرد این نوع منطق است. استادان بزرگ از توانایى تحلیل "استادانه" فقط در موارد ضرورى استفاده می کنند و بیشتر به منطقى که گفتیم متوسل می شوند و البته بهترین حرکتها را هم در کوتاه ترین زمان پیدا می کنند.توجه شما را به کلیاتى از قواعد بازى استادان جلب می کنیم.

 

قواعد حمله


. بیهوده مهره مهاجم را با مهره مدافع تعویض نکنید .
. باید در یکى از عناصر چهارگانه (نیرو.، فضا، زمان ، ساختار پیاده اى ) برترى داشته باشید تا حمله کنید.
.هدف عمده در بیشتر حمله ها ایجاد ضعف پیاده اى است
. در جایى حمله کنید که نیرویتان قویتر است ،بجز حمله اقلیت که هدف در آن ایجاد پیاده عقب افتاده در ستون باز است
. در جهتى حمله کنید که در آن پیاده ها نشانه رفته اند.
. پوزیسیون بهتر در مرکز، حمله در جناح را توجیه می کند.

قواعد دفاع. در هنگام دفاع، صرفه جویى کنید. مهره زیادى دست و پاگیر مدافع است.
. ضعف پیاده اى ایجاد نکنید، و اگر مجبور شدید، این ضعف را در حداقل نگاه دارید.

ادامه نوشته

*سوگ و مراحل آن(روانشناسی سوگ)

سوگ و مراحل آن(روانشناسی سوگ)
به قول معروف، این شتری است که در هر خانه‌ای می‌خوابد و از آن چاره‌ای نیست. مرگ عزیزان بویژه اعضای خانواده یکی از عوامل مهم افسردگی و از هم گسیختگی روانی در انسان شناخته می‌شود که در حالت طبیعی یک واکنش منطقی به حساب می‌آید و غم و اندوه ناشی از فقدان یک عزیز را نمی‌توان نشانه بیماری یا اختلال حساب کرد، اما اگر مرحله سوگواری و داغداری طولانی شود و از زمان منطقی و طبیعی خود فراتر رود آن‌گاه باید به وجود علائم افسردگی و بیمارگونه در فرد شک کرد و برای مقابله با آن به روان‌شناس یا روانپزشک مراجعه کرد.
طی کردن این بحران روحی و فرآیند سوگ، حاوی برخی نکات و دستورالعمل‌های روان‌شناختی است که آگاهی از آنها به افراد کمک می‌کند، این دوره دشوار و غم‌انگیز را راحت‌تر طی کنند و به روال عادی زندگی خود بر گردند. برای آشنایی با این مهارت‌ها و تکنیک‌ها این مقاله را بخوانید. ….
ادامه نوشته

سخنان بزرگان درمورد شادی

سخنان بزرگان درمورد شادی

شگفت انگيزترين چيز، لبخند است.
كريستيان بوبن "

" ساده انديشي، هميشه محدوديتي دارد، ولي بي گناهي، سرشار از شادابي است.
كريستيان بوبن "

" شادي از درون من سرچشمه مي گيرد و هيچ كس به جز خود من نمي تواند من را شاد كند.
كارولين پاتِر "

" خوش باشيد و خودتان باشيد؛ همين كارتان همه چيز را دگرگون خواهد كرد.
لورا لَلُن "

" زندگي، كوتاهتر از آن است كه حتي دمي از آن را با غم و غصه بگذرانيد؛ پس هميشه شاد باشيد.
اريك تِيلر "

" شاد بودن، رمز و رازي دارد و اين راز، قدرشناسي [ =سپاسداري ] است؛ اين راز، سپاسگزاري است؛ اين راز، شمردن روزي هايتان است.
ديويد لئونارت "

" هيچ ديدگاهي مهمتر از ديدگاهي كه خودتان در مورد خودتان داريد، در تندرستي و شادي شما كارساز نيست.
دنيس ويتلي "

" خشنودي راستين، زماني فراهم مي شود كه زندگي را به گونه اي سر راست تجربه كنبد، نه از راه داوري در مورد كارهايي كه انجام مي دهيد.
ارييل كين "

" كساني كه خود را هميشه خوب و خوش احساس مي كنند، رفتارشان با ديگران بهتر است و به عنوان يك فرد انسان، از توانايي هاي خود بيشتر بهره مي گيرند.
آنتوني رابينز "

" شادي راستين از درون ما و از شناخت خودمان سرچشمه مي گيرد، نه از مالكيت [ =ازآنِش ] چيزهايي كه بيرون از وجود ما هستند.
ريچارد گرهم "

" بدون پذيرفتن مرزهاي راستي، خشنودي راستين به دست نمي آيد.
لارنت گرنيير "

" به ياد داشته باشيد كه هر روز و هر دَم از زندگي تان مي توانيد برگزينيد كه پر از آرامش، شادي و عشق باشيد. اين يك گزينش است و گزينش با شما است.
ياني منيييتس "

" در برابر خورشيد و ماه، بر انجام دادن كاري اراده مي كنم كه از درون، شادمان ام مي كند و دل ام بر آن گواهي مي دهد.
رالف والدو امرسون "

" در جريان زندگي روزانه، بايد راهي براي شادي بخشيدن به روح آفريننده ي خود بيابيم.
سارك "

" تنها راه نيك بختي و خشنودي جاوداني اين است كه بر پايه ي ارزشهاي راستين خود زندگي كنيم.
آنتوني رابينز "

" بزرگترين خشنودي هاي زندگي، زماني به دست مي آيد كه انسان بداند در راستاي باورهاي راستين خود، رفتار كرده است.
آنتوني رابينز "

" داراترين اشخاص، كساني هستند كه به آنچه دارند، خشنود مي باشند.
رابرت سي ساويج "

" از كاميابي ديگران به همان اندازه شادمان شويد كه از كامروايي خود، احساس شادماني مي كنيد.
آنتوني رابينز "

" شادي، عطري است كه نمي تواني به ديگران بزني، مگر آنكه قطره هايي از آن را به خودت بزني.
رالف والدو امرسون "

" بسياري از آدمها سهم شادماني خود را از دست مي دهند، نه به اين دليل كه هرگز بدان نمي رسند، بلكه پايداري نمي كنند تا از آن بهره گيرند.
ويليام فيدر "

" ما بايد بكوشيم تا سراسر جهان به گونه اي در آيد كه بتوان در آن شادمان تر و خوشبخت تر زندگي كرد.
جواهر لعل نهرو "

" خشنود بودن نسبت به هر آنچه انسان دريافت مي كند، شيوه ي تفكر بردگان است.
فرناندو پسوا "

" خوشبخت كسي كه با ياري خيال، شخصيت خود را ترك مي كند و با تماشاي زندگي غريبه ها خويشتن را مسرور مي سازد و حتا نه كل تاثيرات، اما نمايش دروني كل تاثيرات را تجربه مي كند.
فرناندو پسوا "

" خوش تر دارم كه «قديس ستون نشين» باشم تا گردبادي از كين.
نيچه "

" هر چه بيشتر خود را شاد كنيم، آزردن ديگران و در انديشه ي ِآزار بودن را بيشتر از ياد مي بريم.
نيچه "

" آن زمان كه خوش ترين مزه ها را داري مگذار تو را تمام بخورند. آنان كه مي خواهند دير زماني در دلها جاي داشته باشند اين را مي دانند.

شناخت عشق واقعی

شناخت عشق واقعی

عشق زیباترین نعمت خداست.

اگر تو تجربه های نا موفق داری،اضطراب و نگرانی و فقدان عشق را احساس می کنی یا در رسیدن به چیزی که به آن میل داری درمانده ای حتما به چگونگی رخ دادن آن هابا دقت نگاه کن به تو کمک می کند.

*

موفقیت و پیروزی روندی درونی هستند که با مسئولیت پذیری در زندگی پدیدار می شوند.

*

آیا اندیشه ی تو در مورد واقعیت تنها جمع کردن مختصری پول وزندگی با آن است؟بیدار شو.

*

افراد موفق کسانی نیستند که زیاد پول در می آورند.بلکه کسانی اند که موفقیت را به هر چیزی که انجام دهند می رسانند و پول تنها یکی از آن هاست.

*

تو بی کرانی و ذات الهی در درون تو نهفته و پنهان است.تو تنها نیستی،پس می توانی موفق باشی.

*

بر اساس بنیاد زندگی ات عمل کن.زمانی را برای سکوت و ارامش در نظر بگیر و ندای درونی خدا را در وجودت تکرار کن.مراقبه تو را در رسیدن به هوشیاری و آگاهی کمک فراوان می کند.انرژی ناشی از آرامش درونیت را انعکاس بده.تو باید نیروی درونی ات را بالا ببری.

*

از قوه ی تخیلت برای درست کردن یک اتفاق در جهت مثبت برای خود استفاده کن.این اثر مثبتی در رسیدن به موفقیت دارد.

*

اگر تو شخصیت خودت را در راه رنجاندن خودت یا خارج شدن از مسیر رسیدن به هدف پیدا کردی در این موقع است که از خودت می پرسی:چه کاری باید بکنم که بتوانم به این افراد طرز درست رفتار کردن را یاد بدهم؟

*

ممکن است کارت را با وجود مشکلات انجام دهی،وقتی هر روز تمایل به موفقیت و رسیدن به هدف داری خواهی دید که مشکلات هم رفع شده است.

*

خودت را در حالت بالای انرژی از ایمان،خوش بینی،ارزش ها،احترام و عشق نگه دار وقتی که در زندگی ات گرفتار هستی.

*

تو می توانی در هر چیزی که امتحان می کنی هرگز شکست نخوری.این نتیجه ی اطمینان است.

*

پول مثل سلامتی،عشق،شادی و موفقیت است که نتیجه ی یک حرکت هدفمند است.

*

به تجربه هایت از بالا نگاه کن.

ادامه نوشته

بررسی علل ایجاد پدیده ریاکاری در جامعه و راهکارهای مبارزه با آن

 

شما یک آدم عاشق هستید. همه زندگی و احساساتتان را به پای کسی ریخته‌اید که او هم می‌گوید دوستتان دارد. یک روز صبح در کمال ناباوری می‌بینید که ترکتان کرده و ابراز احساساتش، دروغی بیش نبوده است!

شما یک کارمند عالی رتبه هستید که همه در خانه و محل کار، هوایتان را دارند. یک روز ناگهان مقام خود را از دست می‌دهید و بدتر از آن، به زودی متوجه می‌شوید که دیگر اعتباری هم نزد اطرافیانتان ندارید و کسی به شما احترام نمی‌گذارد. آنها دوست دوران خوشی شما بودند و فقط تظاهر می‌کردند که واقعا دوستتان دارند.

شما یک کشور به ظاهر پیشرو هستید که می‌کوشید به ضرب و زور جنگ در تمامی دنیا به زعم خودتان، صلح ایجاد کنید؛ اما از آنجا که ادعاهایتان با عملکردتان متفاوت است، کسی باورتان ندارد. از نظر کشورهای دیگر، شما یک کشور جهانخوار ریاکار هستید.

دوگانگی مشکل ساز

تظاهر به آنچه واقعا در وجودتان نیست، ویژگی است که دیگران را از شما دور می‌کند. دوگانگی‌های موجود در فرد ریاکار از ابتدایی‌ترین شکل آن در محیط خانواده تا بالاترین شکل آن در روابط میان دو کشور ممکن است مشکل ساز باشد. مردم دوست ندارند با کسی ارتباط داشته باشند که تکلیفشان با او مشخص نیست و نمی‌شود فهمید که رفتارهایش، همان معنایی را دارند که نشان می‌دهد یا کاملاً برعکس، حاوی معانی پنهان و پیچیده‌اند.در آموزه‌های اخلاقی و دینی ما نیز به کرات در نکوهش ریاکاری، سخن گفته شده است. امام صادق(ع) می‌فرماید: کارهاى نیک خود را به خاطر خودنمایى و نشان دادن به مردمى که نه زندگى به دست آنهاست و نه مرگ و نه قدرت دارند مشکلى را براى تو بگشایند، انجام مده!ما ریا را بیش از همه در معنای تظاهر به خوب جلوه کردن و نیکوکاری می‌شناسیم، حال آن که این ویژگی ناخوشایند، چون موریانه می‌تواند به همه سطوح زندگی نفوذ کند و آداب و اخلاق را تحت تاثیر خود قرار دهد.

به کجا می‌رود جامعه‌ای که ریاکاری در میان مردمش نهادینه شده باشد و چه می‌شود سرنوشت مردمی که در مقابل تظاهرهای اطرافیانشان نمی‌ایستند و خودشان هم کم‌کم همرنگ جماعت می‌شوند؟

آدم‌های پیچیده، آدم‌های متظاهر

ادامه نوشته

فصل اول کتاب ارتباط بدون خشونت

فصل ا ول
نثار ازصمیم قلب
عمق ارتباط بدون‌خشونت  

آنچه در زندگی‌ام می‌خواهم محبت
 است،جریانی متقابل بین خودم و
دیگران مبتنی بر نثار از صمیم قلب
مارشال روزنبرگ

 مقدمه
من معتقدم محبت به دیگران و پذیرفتنِ محّبتِ دیگران جزء سرشت ما است و همواره این دو سوال ذهن مرا به خود مشغول کرده‌اند که: چه عواملی ما را از ذات با محبتمان جدا می‌کند و به سوی رفتارهای خشونت‌آمیز و جابرانه سوق می‌دهد؟ و برعکس، چه چیزهایی به برخی از افراد چنان قدرتی می‌دهد که حتی تحت سخت‌ترین شرایط باز هم با ذات با محبتشان مرتبط باشند؟ 

    این سوال‌هااز وقتی به مدرسه می‌رفتم در ذهنم شکل گرفتند. حدوداً تابستان سال 1943 بود و خانواده ما در شهر دیترویت در ایالت میشیگان ساکن شده بود. دو هفته‌ای از ورودِمان به شهر نگذشته بود که در پی حادثه‌ای در پارک نزدیک محله ما جنگ نژادی سیاه و سفید آغاز شد. طی چند روز بیش از چهل نفر کشته شدند. محله ما در مرکز این خشونت قرار داشت و ما سه روز در خانه‌های‌مان محبوس بودیم 

    وقتی این شورش نژادی پایان یافت و مدرسه‌ها باز شدند من کشف کردم که یک اسم می‌تواند به اندازه رنگ پوست خطرآفرین باشد. وقتی معلم برای حضور و غیاب اسم مرا خواند دو تا از همکلاسی‌هایم با چشم غره‌ای زیر لبی پرسیدند "تو جهودی؟" من هرگز این کلمه را نشنیده بودم و نمی‌دانستم بعضی‌ها ازآن برای تحقیر یهودیان استفاده می‌کنند. بعد از مدرسه آن دو منتظر من بودند مرا به زمین انداختند و با مشت و لگد به جانم افتادند 

    از همان تابستان 1943 به این دو سوال فکر می‌کنم. چه چیزهایی چنان قدرتــی به ما می‌دهد که بتوانیم حتی تحت بدترین شرایط به ذات با محبتمان متصل بمانیم؟ من به افرادی مثل اتی هیلسم فکر می‌کنم کسی که حتی تحت شرایط اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی محبت و همدلــی خود را با افسران گشتاپو ازدست نداد. او در دفتر یاداشت روزانه‌اش نوشته است"

من به این سادگی‌ها نمی‌ترسم. نه به خاطر آنکه شجاع هستم بلکه
به این دلیل که می‌دانم با انسان طرفم. پس باید با تمام قدرت تلاش
 کنم تا هر آنچه را که هرکس انجام می‌دهد، بفهمم. همان‌طور که
 امروز صبح رفتار خشن و فریاد افسر جوان گشتاپو مرا خشمگین
نکرد. حتی برعکس محبت حقیقی را حس کردم و می‌خواستم
 بپرسم: ''آیا دوران کودکی تلخی داشته‌ای؟ آیا همسرت ترکت کرده
 است؟ بله او آسیب دیده و طرد شده بود. من می‌بایست او را دوست
 داشته باشم تا بتوانم در اولین فرصت درمان او را شروع کنم. زیرا
می‌دانم مردان جوان و درمانده‌ای چون او به سرعت خصوصیات
 انسانی خود را از دست می‌دهند و بسیار خطرناک می‌شوند "

ادامه نوشته

ارتباط بدون خشونت زبان زندگی


"ارتباط محبت آمیز" یا "ارتباط بدون خشونت"

 هر روز با افراد متعدد و با دلایل متفاوتی در ارتباط هستیم. پیامد هر ارتباط را چگونه "احساس" می‌کنیم؟ بیشتر احساس خشنودی داریم و یا عدم رضایت؟ در ارتباطی که پیامد آن سرور بود چه ویژگی‌هایی وجود داشت؟ کدام کلمات را استفاده کردیم که ارتباط عمیق‌تر و غنی‌تری را برای‌مان به همراه داشت. آیا هیچ کدام از ما در پایان مکالمه‌ای این جمله را با خود گفته‌ایم که:  "چه شد که کامران این را گفت؟ یا چه شد که کامران این کار را کرد؟" و یا بالعکس فردی از ما رنجیده باشد و ما گفته باشیم "من که قصدی نداشتم، فقط گفتم... " 

"زبان زندگی" دعوتی است برای ایجاد تغییرات در الگوهای کلامی خودمان تا بتوانیم کیفیت ارتباطات انسانی خود را بهبود بخشیم. در هر دو حالت در الگوی "زبان زندگی" می‌گوییم که ارتباط محبت‌آمیز وجود نداشته است چه که احتمالاً الگوی ارتباطی ما یکی از الگوهای "ارتباط از زندگی بیگانه ساز" بوده است. الگوهایی از قبیل "قضاوت اخلاقی"، "مقایسه کردن" و "انکار مسوولیت" را ما مدل‌های ارتباطی می‌دانیم که ما را از زندگی بیگانه می‌سازند.

در ارتباط مبتنی بر قضاوت اخلاقی ما به دنبال این هستیم که تعیین کنیم "کی چی هست؟" یعنی قرار دادن انسان ها در تقسیمات دوتایی خوب و بد؛ زرنگ و تنبل؛ زشت و زیبا؛ فعّال و منفعل؛ و نتیجه این تلاش ما، جداسازی انسان‌ها از همدیگر، ایجاد فاصله و دوری بین افراد می‌باشد. در "زبان زندگی" ما "قضاوت اخلاقی" را نوعی حمله می‌دانیم و عکس‌العمل طبیعی افراد در مقابل حمله فرار و یا حمله متقابل است، که در هر دو صورت مورد نظر ما نیست.  "نیت" ما از شروع مکالمه، برقراری ارتباط است و نه فراری دادن طرف مقابل و یا دریافت حمله متقابل. تا به حال یکی از طرفین چنین مکالمه‌ای بوده‌اید؟

من: چرا عصبانی هستی؟
تو: عصبانی نیستم!
من: چرا بابا، معلومه.
تو: نه من عصبانی نیستم.
من: پس چرا این جوری حرف می‌زنی؟
تو: مگه چه جوری حرف می‌زنم، تو خودت حالت خرابه، گیر می‌دی.
من: خوب نگو؛ به دَرَک، حیف من که وقت برای تو می‌گذارم.

 زبان زندگی

اگر از این مکالمه و کیفیت ارتباط این دو نفر راضی نیستیم چه می‌توانیم بکنیم؟ برای برقراری ارتباط، بهبود کیفیت ارتباط انسانی خود، فقط با ایجاد "تغییر خود" می‌توانیم کار را شروع کنیم. در الگوی زبان زندگی ما سعی در تغییر دیگران و اصلاح آنان نداریم، بلکه ما دعوت مهاتما گاندی را شنیده‌ایم که "بیایید خودمان، تغییری شویم که در دنیا جستجویش می‌کنیم" و در جستجوی این تغییر به الگوی کلامی خود توجه می‌کنیم و زبان زندگی را جایگزین الگوهای کلامیی که با آن تربیت شده‌ایم، می‌کنیم. ما یاد گرفته‌ایم که با الگویی صحبت کنیم که مملو از قضاوت اخلاقی، مقایسه کردن و ترویج سلسله مراتب است.
زبان زندگی ارتباطی است بدون خشونت و به ما کمک می‌کند تا با خود و دیگران به گونه‌ای مرتبط شویم که محبت ذاتی‌مان شکوفا شود. همچنین ما را راهنمایی می‌کند تا بتوانیم روش ابراز خودمان و گوش کردن به دیگران را با تمرکز بر چهار عرصه دوباره‌سازی کنیم؛ آنچه را که "مشاهده می‌کنیم"، "احساس می‌کنیم"، "نیاز داریم" و آنچه را که ما "تقاضا کنیم" تا زندگی‌مان را غنی سازیم.

گفتگو در این الگوی کلامی شامل چهار مرحله است.

ادامه نوشته

کتاب زبان زرافه

كلمات پنجره‌اند يا ديوار؟

 ارتباط بدون خشونت، يك الگوي ارتباطي است كه تبادل اطلاعات و حل صلح‌آميز اختلافات را تسهيل مي‌كند. اين ارتباط بر ارزش‌هاي مشترك و نيازهاي انساني تكيه و افراد را تشويق مي‌كند از زباني كه سبب مقاومت يا كاهش عزت نفس مي‌شود، پرهيز كنند و به جاي آن از زباني استفاده كنند كه حسن تفاهم را افزايش مي‌دهد .

ارتباط بدون خشونت به شما كمك مي‌كند تا دريابيد:

• هر كاري كه كسي انجام مي‌دهد، تلاشي براي تحقق نيازهاي محقق نشده اوست.

• براي تحقق نيازها استفاده از همكاري، سالم‌تر از رقابت است.

• طبيعتا افراد هنگامي از سهيم شدن در سلامت ديگران لذت مي‌برند كه از روي ميل اين كار را انجام دهند.

همچنين در جريان ارتباط بدون خشونت شما اين امكان را به دست مي‌آوريد كه:

• ارتباطات شخصي رضايت بخش‌تري خلق كنيد.

• نيازهاي خود را به روشي تحقق بخشيد كه ارزش‌هاي شما و ديگران عزيز و محترم شمرده شود.

• تجارب روابط دردناك يا ناموفق قبلي را بهبود بخشيد.

• احساس گناه، شرم، ترس و افسردگي را از بين ببريد.

• خشم و نا اميدي را به اتحاد و مشاركت تبديل كنيد.

• راه‌حل‌هايي بر اساس امنيت، احترام متقابل و اتفاق نظر به دست آوريد.


ادامه نوشته

تفاوت نوع فکر انسان در مقایسه با کامپیوتر در بازی شطرنج


حتما شما برای یادگیری شطرنج  ابتدا نام مهره ها ، بعد نحوه حرکت و نحوه حمله مهره ها و در آخربعد از اینکه کاملا با مهره ها آشنا شدید شروع به بازی می کنید . ابتدا مهره سفید شروع به بازی می کند و بعد هم مهره سیاه اما نهایتا به راحتی می باختید و بعد از هر باخت یا بعد از هر از دست دادن مهره با جملاتی از قبیل “وای ! اصلا حواسم نبود ” یا ” عجب ! چه جالب ” و جملاتی از این قبیل هیجان خودتون رو از این بازی نشون می دادید.
مغز انسان به گونه ای طراحی شده که با تمرین و ادامه کار مخصوصا در بازی شطرنج به مهارت ویژه ای می رسد . یعنی شما اگر یک هفته است که شطرنج بازی می کنید . بازی شما با روز اول قابل مقایسه نیست . چون مدام تکنیک های جدیدی با هر بازی یاد گرفته اید . شاید هم انقدر مشتاق شده اید که شروع به خواندن کتابهای شطرنج باز های حرفه ای کرده اید و تکنیک های حرفه ای تری یاد گرفته اید .
از جملات بالا نتیجه می گیریم که بازی شطرنج برای انسان به میزان زیادی از تفکر و تجزیه و تحلیل آن هم در سطح بالا نیاز دارد . اما نکته جالب اینجاست که کامپیوتر برای بازی شطرنج هیچ یک از اعمال فوق را انجام نمی دهد . شاید بعضی به اشتباه فکر کنند که کسی که بازی شطرنج کامپیوتری را نوشته است خود یک شطرنج باز حرفه ایست . اما باید بدانید که بهیچ وجه اینگونه نیست .

ادامه نوشته

ده فرمان برای حرمت به خویشتن

با آنانکه موجب می شوند درباره خودت احساس نامطلوب داشته باشی ، نشست و بر خاست مکن. آیا افرادی را می شناسید که وقتی در کنارشان هستید احساس می کنید موجودی مهم و مورد توجه و ارزشمند و همان گونه که هستید پذیرای شما هستند ؟ آیا کسانی نیز هستند که در شما احساس گناه یا ناکافی بودن ایجاد می کنندو سبب می شوند به خود شک کنید ؟
(( حرمت به خویشتن )) سالم ، یعنی توجه به این که دیگران در ما چه احساسی را به وجود     می آورند . تا بتوانیم افرادی را که وقتمان را با آنها می گذرانیم آگاهانه انتخاب کنیم
به ویژه اگر این اشخاص مدت زمان نسبتا زیادی در زندگیمان حضور داشته باشند . بکوشید افرادی را که پیوسته در شما احساسی نامطلوب یا نا آسودگی ایجاد می کنند بشناسید

نکوشید رفتار نابجای افراد را توجیه کنید. آیا هیچ وقت دیده اید که سعی می کنید رفتار غیر قابل درک کسی را بفهمید ؟ شاید حتی از آن رفتاریکه خورده و انگشت به دهان مانده باشید . ولی هر چه بیشتر می کوشید دریابید که آن شخص به چه دلیل به آن عمل دست زده است ، متوجه نمی شوید و در هر حال رفتار آن شخص همچنان به نظرتان نابجا و نا معقول می نماید . همه ما برای رفتارهایمان دلایلی داریم که به نظر خودمان موجه است . همه ما حاصل تاریخچه شخصی خودمان به علاوه تصمیمهایمان هستیم . این امر موجب مجموعه یی از الگوها و باورهایی می شود که بر رفتارمان حکم می راند ، افرادی که اعمالشان بی ثبات است ، در گذشته شان نیز عدم ثبات وجود دارد . تشخیص و شفای ریشه های این الگوها معمولا مستلزم مشاوره های حرفه یی توسط درمانگر و نیازمند به زمان است . اگر بخواهید شخصا آنها را تشخیص و شفا دهید ، به احتمال زیاد وقت بسیاری را از دست خواهید داد . هشدار این است که نکوشید رفتار بی ثبات آنها را درک کنید . این تلاش فقط شما را سر درگم و ناکام و کلافه می کند .

ادامه نوشته

انظباط

تعریف انضباط

ذگروهیف انضباط را قدرتی دانسته اند که باید در سازمان، وجود داشته باشد تا بتوان به وسیله آن کارکنانی را که قوانین و مقررات اداری را زیر پا می گذارند تنبیه نمود. گروهی نیز انضباط را وجود جو و شرایط خاصی در سازمان تعریف کرده اند که کارکنان را ملزم می کند رفتاری معقول و مقبول و در چهارچوب قوانین و مقررات سازمان در پیش گیرند. در حالی که گروه اول، انضباط را تنبیه کارکنان خاطی و گروه دوم، انضباط را رفتار منظم و مرتب آنان در سازمان می دانند، گروه سومی وجود دارند که معتقدند انضباط ابزاری است که سرپرست از آن برای اصلاح رفتار نامطلوب استفاده می نماید.

نکته جالبی که موقع بحث در باره انضباط باید مد نظر داشت این است که کلمه انضباط، ترجمه کلمه Discipline است که از کلمه Disciple به معنی شاگرد و مرید گرفته شده است و اشاره به نقش مهم رئیس (مراد) در شکل گیری رفتار مرئوس (مرید) دارد و نشان می دهد رهبری مؤثر رئیس، عامل اصلی در چگونگی رفتار و کردار فرد است.

 

تغییر رفتار

در سالیان اخیر مطالعات بی.اف.اسکینر (B.F.Skiner) استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد، مورد توجه متخصصان امور پرسنلی و مدیران در صنایع قرار گرفته است. در ابتدا اسکینر آزمایشهایی برای شرطی نمودن رفتار کبوتر انجام داد و در تحقیقیات وسیعی که در پی این آزمایشات اولیه انجام داد، چگونگی شکل گیری رفتار انسان را مورد مطالعه عمیق قرار داد.

در گذشته ای نه چندان دور از یافته های اسکینر بیشتر در روانپزشکی برای درمان کودکان عقب افتاده استفاده می شد، ولی امروزه در سازمانهای اداری و بازرگانی هم از این یافته ها برای تغییر رفتار کودکان و اثر بخشی بیشتر ان استفاده می شود.

اسکینر یکی از برجسته ترین دانشمندان مکتب رفتاری است. در این مکتب به انسان به عنوان موجودی آزاد و با اختیار که رفتارش سنجیده، ارادی و ناشی از تعقل و تفکر است نگریسته نمی شود و رفتار، چیزی جز واکنش در مقابل محرکهای بیرونی دانسته نشده است. پس اسکینر مدعی است که رفتارشناسان باید به جای توجه به دنیای درونی انسان، رابطه میان انسان و محیط را موضوع تحقیقات و تجربیات خود قرار دهند.

اسکینر و شاگردانش معتقد بودند که نتایج ناشی از رفتار عاملی است که در پیدایش، شکل گیری، ظهور و تکرار آن، نقش اساسی دارد. بنابر این چنانچه نتیجه عملی خوب و خوشایند باشد به احتمال تکرار آن عمل افزوده خواهد شد. و هر چیزی که احتمال تکرار رفتار بخصوص را افزایش دهد، تقویت کننده نامیده می شود.

رفتارگرایان معتقدند که از چهار طریق مختلف می توان موجب تغییر رفتار نامطلوب و پیدایش رفتار مطلوب در افراد گردید: 1- تقویت مثبت؛ 2- تقویت منفی؛ 3- خاموشی (تقویت نکردن رفتار)؛ 4- تنبیه

ادامه نوشته

بیست روش برای زندگی بهتر

روان شناسی و مدیریت:

بیست روش برای زندگی بهتر

2 0   O r d e r   f o r   b e t t e r   l i f e


۱- روزانه سه نفر را مورد تحسین قرار دهید.

۲- طلوع خورشید را تماشا کنید.

۳-در سلام کردن پیشقدم باشید.

۴-توقعات خود را کاهش دهید.


۵-با همه طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند.

۶- هیچگاه از کسی ناامید نشوید زیرا معجزه غیرممکن نیست.

۷- به دیگران حسادت نکنید.

۸-برای کسب دانش و شهامت دعا کنید نه برای به دست آوردن مادیات.

۹- سرسخت باشید ولی مهربان

۱۰-اسم اشخاص را فراموش نکنید.

۱۱- دلرحم تر از آنچه نشان می دهید باشید.

۱۲- فراموش نکنید که بزرگ ترین نیاز عاطفی انسان قدرشناسی از اوست.

۱۳- به قول خود عمل کنید.

۱۴-حتی هنگام ناراحتی، سعی کنید خشم خود را کنترل کنید.

۱۵- فراموش نکنید که موفقیت یک شبه به دست نمی آید.

۱۶- فراموش نکنید برنده ها کاری می کنند که بازنده ها نمی کنند.

۱۷- سعی کنید اولین چیزی که سر کار خود می گویید باعث شادی دیگران شود.

۱۸- شادی دیگران را خراب نکنید.

۱۹- فرصت علاقه نشان دادن به نزدیکانتان را از دست ندهید.

۲۰- بعضی مطالب را پیش خود نگه دارید تا احساسات کسانی که دوستشان دارید جریحه دار نشود .

نعمتی بنام شادی


نعمتی به نام " شـــادی "

اشاره
زندگي نعمتی زیباست که از سوی خداوند مهربان به ما ارزانی  شده است وتا وقتي اميد و شادی وجود دارد زندگي جاریست. شاد زیستن نوعی هنر است که هر بنده ای از نعمت آن برخوردار نیست. اگر این واقعیت را بپذیریم که " سخت گیرد این جهان بر مردمان سخت گیر " ضروری است با نگاهی همراه با تساهل به مشکلات زندگی، شادی را همیشه برای خود و دیگران به ارمغان بیاوریم. در اسلام نكات ارزشمندي درخصوص ايجاد شادي و نشاط آمده است. شادي مي‌تواند براي خود فرد و گاهي نيز ديگران سازنده باشد. مفهوم شادي مجموعاً حدود  25 بار با الفاظ مختلف در قرآن كريم آمده است.
مقدمه
در دانش روانشناسی تعريف هاي پراکنده اي از هيجان "شادی" شده است و در آنها شادي به عنوان: ترکيبي از عاطفه مثبت بالا و عاطفه منفي پايين، احساسِ مثبتي که ناشي از حسِّ ارضا و پيروزي استوار است و  ... معنا شده است. به طور خلاصه مي توان گفت: هر انساني مطابق جهان بيني و انديشه خويش، اگر به چيزهاي مورد علاقه اش برسد، در خود حالتي احساس مي کند که «شادي» نام دارد. انسان موجودي شادي خواه و لذت طلب است. هرگز داشتن مال و اموال، نشانه خوشبختي و بينوايي و فقر نشانه بدبختي نيست. اگر چنين بود ثروتمندان شادترين و فقراء بدبخت ترين افراد بودند در حالي که هميشه چنين نيست. بلکه شادی دارای معانی و مفاهیم گسترده تری است. بیشترین دلیل شادمانی در واقع نشأت گرفته از نگاه صحیح و دقیق به زندگی و واقعیت های آن است. اگر همه چیز را در این دنیا موقتی بدانیم مسلماً دستیابی به تمامی خواسته ها و تمایلات در زندگی مقدور نیست پس مناسب است انسان همواره خود را آماده ی پذیرش محدودیت ها و کمبود های زندگی نگه دارد.

ادامه نوشته

اختلال بيش فعالي كم توجهي (ADHD) چيست؟

ADHD اختلالي است كه در آن پُرتحركي، بي‌توجهي و رفتارهاي ناگهاني بيشتر و شديدتر از كودكان ديگر وجود دارد...


تعريف:

ADHD اختلالي است كه در آن پُرتحركي، بي‌توجهي و رفتارهاي ناگهاني بيشتر و شديدتر از كودكان ديگر وجود دارد. حدود 12-7 درصد كودكان به اين بيماري مبتلا هستند و در پسرها شايع‌تر است. ممكن است در بعضي بيشتر علائم پرتحركي و رفتارهاي ناگهاني و در بعضي بيشتر علائم بي‌توجهي به چشم بخورد. علائم اين بيماري قبل از 7 سالگي شروع مي‌شود ولي اغلب در دوران مدرسه مشكلات جدي ايجاد مي‌كند و مورد توجه قرار مي‌گيرد.

علّت:

اين بيماري سال‌هاست كه شناخته شده و عوامل متعدّدي در ايجاد آن نقش دارند. به نظر مي‌رسد علت آن بيشتر به نقص در تكامل سيستم اعصاب مربوط باشد. كودكان مبتلا احتمالاً در قسمت‌هايي از مغز كه مسئول توجه، تمركز و تنظيم فعاليت‌هاي حركتي است دچار نقائص جزئي هستند. توارث و ژنتيك نيز در اين بيماري 80-70% نقش مهمي دارد. همچنين در بعضي موارد در جريان حاملگي يا زايمان يا پس از آن صدمات جزئي به ساختمان مغز وارد مي‌شود كه مي‌تواند باعث اين مشكل گردد.

بر خلاف برخي تصورات چگونگي روش‌هاي فرزندپروري والدين در ايجاد بيماري نقشي ندارد، اگر چه برخورد و مواجهه مناسب والدين با نشانه‌هاي بيماري و اختلالات رفتاري ناشي از آن مي‌تواند در كنترل علائم و جلوگيري از عوارض بعدي مؤثر باشد.

علائم:

مشكل اصلي كودكان ADHD عدم توانايي آنها در حفظ و تنظيم رفتارشان است، در نتيجه اغلب نمي‌توانند رفتار مناسبي كه لحظه به لحظه با شرايط محيط هماهنگ باشد نشان دهند. خوابيدن و غذا خوردن آنها منظم نيست. به نظر مي‌رسد در همه چيز دخالت مي‌كنند و مراقبت دائمي نياز دارند. از نظر هيجاني ثبات ندارند، ناگهان مي‌خندند يا گريه مي‌كنند و رفتارشان غيرقابل پيش‌بيني يا ارزيابي است. سريع از كوره درمي‌روند و نمي‌توانند پيامدهاي رفتارشان را پيش‌بيني يا ارزيابي نمايند. در فعاليت‌هاي خطرناك شركت مي‌كنند و احتمال صدمه ديدن آنها زياد است. قبل از فكر كردن عمل مي‌كنند، قبل از پايان سؤال جواب مي‌دهند، اشياء را پرتاب مي‌كنند و ناخواسته به ديگران صدمه مي‌زنند. پُرفعاليت‌ و پُرتحرك هستند، هر لحظه در حال رفتن هستند، انگار موتوري درون بدن آنهاست كه آنها را به حركت دائمي مجبور مي‌كند، نمي‌توانند آرام بنشينند و بي‌قرارند.

Avazak.ir Line37 تصاویر جداکننده متن (3)

ادامه نوشته

روانشناسی تمرکز در شطرنج

آموزش تمرکز در شطرنج


در روانشناسی ورزش تمرکز به معنی توانایی توجه کردن به موارد خاص مربوطه در محیط و حفظ این توجه در تمام مدت مسابقه است. توجه کردن به موارد مربوطه معنی دیگری نیز دارد و آن دوری کردن از موارد غیر مرتبطی است که باعث اخلال در تصویر نبرد ورزشی می شوند.

حفظ و نگهداشتن توجه به معنی هشیاری و گوش بزنگی یکنواخت در طول مدت مسابقه و جلوگیری از افت کیفیت آن است که البته این کار در مقام حرف آسان ودر عمل مشکل است چرا که معمولا توجه به شکل طبیعی تمایل به کم و زیاد شدن دارد . بابی فیشر قهرمان اسبق شطرنج جهان می گوید" شطرنج به تمرکز کامل احتیاج دارد. در حین بازی سعی میکنم از تمام ذهنم برای تمرکز استفاده کنم ولی اکثر بازیکنان فقط از قسمتی از ذهنشان در جریان بازی استفاده می کنند و بقیه ذهنشان جایی دیگر در حال گردش است

ویلیام جیمز روانشناس مشهور آمریکایی در اواخر قرن 19 اشاره کرد که هر کار ساده یا پیچیده نیازمند تمرکز است. برای موفقیت در کارهای روزانه خودمان باید از جزئیات زیادی چشم پوشی کنیم به سرو صدای محیط اعتناء نکنیم و خودمان را به مقدار محدودی از اطلاعات اختصاص دهیم. در مورد شطرنج نیز معمولاً روی موارد جداگانه تمرکز می کنیم مثل واریانتی معین یا حرکت یک سوار و یا منطقه ای خاص روی صفحه. البته بعضی اوقات مانور و یا ترکیبی خاص نیازمند توجه ما در چندین منطقه و یا هماهنگی کل سپاه شطرنجی است که برای انجام آن باید توجه خود را بسط داده واقعیات زیادی را موشکافی کنیم و در عین حال همچنان روی اهداف مهم طرح خود متمرکز باشیم.   در این جا به بازی لونفیش و تارتاکور که در سال 1911 در کارلسباد انجام شده میپردازیم:


Avazak.ir Line37 تصاویر جداکننده متن (3)

ادامه نوشته

مهارت گوش دادن


آدمي در قرن حاضر به توانايي‌هاي متعددي نياز دارد كه هر كدام مي‌تواند به نوعي در روند زندگي و كار او تاثيرگذار باشد. از اين ميان، توانايي‌ برقراري ارتباط و ايجاد مناسبات اجتماعي از جمله مهمترين مهارت‌هاست. همه ما در هر پست و منزلت شغلي، مطمئناً با افراد زيادي روبه‌رو هستيم كه شايد نيمي از زمان حضورمان در اجتماع به آنها اختصاص دارد و مهمترين پل ارتباطي ميان ما از طريق «گوش دادن» صورت مي‌گيرد.

در مهارت گوش دادن چنان قدرتي نهفته است كه به واسطه آن مي‌توان از بسياري از موانع گذشت، افراد زيادي را در اختيار داشت و در انزواي ناخواسته روزگار نو درگير نماند. در اين نوشته تلاش شده راهكارهايي در باب گوش دادن موثر بيان شود تا قدرت پنهاني اين مهارت آشكار گردد.

هر نكته به شكلي بيان شده است كه شما مي‌توانيد با توجه به نوع عملكرد خود در حين گوش دادن و شناسايي نقاط ضعفتان در اين زمينه، جمله‌اي را كه توجه به آن منجر به قوت توانايي گوش دادن در شما مي‌شود انتخاب كرده و روي يك برگه نوشته و در مكان مناسبي كه در معرض ديدتان باشد، قرار دهيد. به اين ترتيب با مراقبت از رفتارتان و توجه بر نكته ياد شده مي‌توانيد به سرعت به مهارت گوش دادن در خود قوت بيشتري ببخشيد.


Avazak.ir Line37 تصاویر جداکننده متن (3)

ادامه نوشته

روانشناسی مهارت شطرنج

 

روانشناسي مهارت شطرنج

دکتر کوري باتلر

همانند بسياري از بازيکنان درجه 2 شطرنج ، اغلب متعجب بودم که چطور مي توان بهتر شد و بازيکنان بزرگ چه چيزي دارند که من ندارم . پاسخ به اين سوال ها معمولا بر ضرورت تمرين وبررسي بازي تاکيد دارد ولي متاسفانه اين نصيحت مبهم و اغلب بي فايده است . من دقيقيا چه چيز را بايد مطالعه کنم و چطور مي توانم بدون تکرار دوباره همان اشتباهات تمرين کنم . ؟ آموزش رسمي اگر قادر به انجام آن باشيد خوب است ولي حتي حرفه اي ها هم هميشه موافق مناسب بودن تمرين هاي آخر بازي براي به اتمام رساندن بازي و يا انجام بازي برق آسا براي مديريت زمان در تنگي وقت ، نمي باشند . در اين مقاله ، قصد داريم تا روش متفاوتي را ارائه کنيم . چرا به همان روشي که استادان و استاد بزرگان شطرنج فکر مي کنند ، مطالعه نکنيم و سپس اين دانش را براي جهت دادن به مطالعات خود مورد استفاده قرار ندهيم ؟ آنچه در ادامه متن مي آيد مرور کوتاه تحقيقي است که در مورد شطرنج و ادراک است که همراه با مجموعه اي از توصيه ها براي بهبود بازي صورت گرفته است .


Avazak.ir Line37 تصاویر جداکننده متن (3)

ادامه نوشته

شاد زیستن


دست از حق ‌به ‌جانب بودن بردارید. کدام را می‌خواهید: این که حق با شما باشد یا این که خوشبخت‌ باشید؟ در اکثر مواقع فقط می‌توانید یکی از این دو را انتخاب کنید. کدام یک از این دو برای شما ارزشمندتر است؟

بیشتر افراد بدون این که حتی متوجه باشند، انتخاب شان این است که حق با آن ها باشد حتی اگر این امر به از دست رفتن شادی و خوشبختی شان تمام شود. آخر این مقاله احتمالاً متوجه می‌شوید که شما هم یکی از این افراد هستید.

آدم‌ها برای به کرسی نشاندن حرف هایشان با هم دعوا می‌کنند و اعصاب خودشان و اطرافیان شان را خرد می‌کنند. این کارها زندگی را کوتاه می‌کند‌ و موجب خراب شدن روابط، کار و ... می‌شود.

ادامه نوشته