بررسی علل ایجاد پدیده ریاکاری در جامعه و راهکارهای مبارزه با آن
شما یک آدم عاشق هستید. همه زندگی و احساساتتان را به پای کسی ریختهاید که او هم میگوید دوستتان دارد. یک روز صبح در کمال ناباوری میبینید که ترکتان کرده و ابراز احساساتش، دروغی بیش نبوده است!
شما یک کارمند عالی رتبه هستید که همه در خانه و محل کار، هوایتان را دارند. یک روز ناگهان مقام خود را از دست میدهید و بدتر از آن، به زودی متوجه میشوید که دیگر اعتباری هم نزد اطرافیانتان ندارید و کسی به شما احترام نمیگذارد. آنها دوست دوران خوشی شما بودند و فقط تظاهر میکردند که واقعا دوستتان دارند.
شما یک کشور به ظاهر پیشرو هستید که میکوشید به ضرب و زور جنگ در تمامی دنیا به زعم خودتان، صلح ایجاد کنید؛ اما از آنجا که ادعاهایتان با عملکردتان متفاوت است، کسی باورتان ندارد. از نظر کشورهای دیگر، شما یک کشور جهانخوار ریاکار هستید.
دوگانگی مشکل ساز
تظاهر به آنچه واقعا در وجودتان نیست، ویژگی است که دیگران را از شما دور میکند. دوگانگیهای موجود در فرد ریاکار از ابتداییترین شکل آن در محیط خانواده تا بالاترین شکل آن در روابط میان دو کشور ممکن است مشکل ساز باشد. مردم دوست ندارند با کسی ارتباط داشته باشند که تکلیفشان با او مشخص نیست و نمیشود فهمید که رفتارهایش، همان معنایی را دارند که نشان میدهد یا کاملاً برعکس، حاوی معانی پنهان و پیچیدهاند.در آموزههای اخلاقی و دینی ما نیز به کرات در نکوهش ریاکاری، سخن گفته شده است. امام صادق(ع) میفرماید: کارهاى نیک خود را به خاطر خودنمایى و نشان دادن به مردمى که نه زندگى به دست آنهاست و نه مرگ و نه قدرت دارند مشکلى را براى تو بگشایند، انجام مده!ما ریا را بیش از همه در معنای تظاهر به خوب جلوه کردن و نیکوکاری میشناسیم، حال آن که این ویژگی ناخوشایند، چون موریانه میتواند به همه سطوح زندگی نفوذ کند و آداب و اخلاق را تحت تاثیر خود قرار دهد.
به کجا میرود جامعهای که ریاکاری در میان مردمش نهادینه شده باشد و چه میشود سرنوشت مردمی که در مقابل تظاهرهای اطرافیانشان نمیایستند و خودشان هم کمکم همرنگ جماعت میشوند؟
آدمهای پیچیده، آدمهای متظاهر
دکــتر عــلی اصغر اصغر نژاد فرید، روان شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران، در تعریف ریا میگوید: ریا یعنی آدمها خودشان را همان طور که هستند، قبول ندارند یا نمیتوانند خودشان را همانگونه که هستند، به دیگران معرفی کنند. دلیلش هم این است که شخصیت اجتماعی آنها با واقعیتشان متفاوت است، زیرا جامعه از افراد انتظاراتی دارد که با انتظارات خودشان همخوان نیست؛ نه میتوانند آنی بشوند که دوست دارند و نه میتوانند آن طور که مورد انتظار جامعه است، عمل کنند.دکتر اصغرنژاد درباره شرایطی که افراد را به سمت تظاهر سوق میدهد، میگوید: این که جامعه سیستم کنترل خاصی داشته باشد که بر اساس آن، افراد برای تصدی یک موقعیت، مورد ارزیابی قرار میگیرند و نتیجه این ارزیابیها میتواند در زندگی آنان موثر واقع شود و برایشان منفعتی به همراه بیاورد، باعث میشود که افراد، رفتارهای متفاوت تری از خود واقعی شان بروز بدهند.
وقتی ارزشهای جامعهای واضح و روشن نباشد و افراد بر اساس آنچه که در ظاهر بروز میدهند، امکان دریافت امتیاز یا گمارده شدن به پست و مقامی بالاتر را پیدا میکنند، راه برای ریاکاری باز میشود.
توریه و تقیه
بعضی افراد هم در جامعه وجود دارند که کارهای ناروای خود را به غلط، با الفاظی مانند تقیه یا توریه، توجیه میکنند. «توریه» یا صرفهجویی در بیان حقیقت یا سخن نیمهراست، بیان سخنیاست که معنای آن به ظاهر درست است، اما آنچه مخاطب از آن درک میکند، نادرست است؛ یعنی جملهای به ظاهر صادقانه بیان میشود که مخاطب از آن جمله، مفهوم دیگری را برداشت میکند.
«تقیه» که از واژه «وقایه» به معنای سپر گرفته شده است نیز به آن معنی است که یک فرد مسلمان برای نجات جان از انجام برخی اعمال پرهیز کند؛ به عنوان نمونه اگر مسلمانی در برابر کفار محارب قرار گیرد وخطر جانی او را تهدید کند، میتواند مسلمان بودن خود را پنهان کند.
توریه و تقیه، از ریا مستقل و متمایزند، اصل و قاعده هم نیســتند، بلکــه اسـتثنای بر اصل و قاعده اند. اصل و قاعده در دین، صراحت و صداقت است. تقیه و توریه فقط در موارد بسیار نادر و استثنایی، مثلا برای جلوگیری از کشته شدن یک انسان بی گناه یا به منظور ندادن اطلاعات درست به دشمن در میدان جنگ، ممکن است کاربرد داشته باشند. سعدی در گلستان، داستانی به این مضمون دارد: پادشاهی به کشتن اسیری فرمان داد، اسیر هم به زبان خودش به شاه دشنام گفت. شاه پرسید چه میگوید؟ یک وزیر خوش نفس گفت: میگوید با ریختن خون یک نفر اسیر، چه عظمتی به دربار پادشاه افزوده میشود؟ شاه او را بخشید. وزیر دیگری پیش رفت و واقعیت را گفت. شاه اخم کرد که مرا آن دروغ خوشتر آمد تا این راست؛ چون در آن، قصد حیات و نجات انسان نهفته بود و در این، بویی از خبث طینت!
سید علی اصغر خندان در کتاب منطق کاربردی، به عنوان مثالهایی در این زمینه مینویسد: ممکن است رانندهای بگوید:« من واقعاً راننده خوبی هستم. در این سی سال اخیر، فقط دو بار به خاطر سرعت بالا جریمه شدهام.» این جمله درست است، اما به شرط آن که مخاطب نداند گوینده هفته پیش رانندگی را شروع کرده و با این حال دوبار هم جریمه شده است؛ پس راننده خوبی نیست!
یا ممکن است یک نفر به شما بگوید: «متأسفم، نمیتوانم پولی را که درخواست کردی، به تو بدهم. امروز صبح فراموش کردم کیف پولم را همراه خودم بیاورم.» گوینده دروغ نگفتهاست، اما پولهایش را در جیبش گذاشته و کیف پولش را همراه نیاوردهاست.
اما همان طور که اشاره شد، در فرهنگ شیعه، توریه و تقیه فقط در موارد نادر و خاص و به دلایل متقن و محکم مجاز شمرده شده است و از این رو با ریا و ریاکاری متجانس نیستند. پس چه باید بکنیم تا افراد مرزهای میان این دو عرصه را با ریاکاری دریابند، برای رهایی از هر مخمصهای، گفتن دروغ مصلحتی را مجاز ندانند و آن را به غلط با استفاده از مضامینی چون توریه و تقیه، توجیه نکنند؟
مرزهای دروغ مصلحتی با ریاکاری
دکتر اصغرنژاد، روان شناس، با اشاره به ریشههای تاریخی و مذهبی موثر در فرهنگ ایرانیان و مسلمانان میگوید: ما شیعه هستیم و در دورههایی از تاریخ، در جوامعی زندگی کردهایم که حاکمیت آنها خون شیعه را بر زمین میریختند و مجبور بودیم برای حفظ دین خود، توریه و تقیه کنیم. مرزهای توریه و تقیه با ریاکاری در جایی مشخص میشود که انسان برای حفظ منفعت شخصی خودش، و نه بر اساس منطق اخلاق و اعتقاداتش، متوسل به رفتارهایی شود که بتواند با کمک آنها، سهم بیشتری از منافع دنیوی را نصیب خود کند. این که در قلب یک نفر چیزی باشد اما ظاهرش چیز دیگری را نشان بدهد، نفاق و دورویی است. تقیه مربوط به زمانی است که گفتن واقعیت، فایدهای ندارد و تنها جان شخص را به خطر میاندازد، اما گاهی لازم است که انسان عقایدش را به طور واضح و روشن بیان کند، مثلا در صدر اسلام، کسانی که دوستدار واقعی حضرت علی(ع) بودند، در حضور حجاج بن یوسف نیز قرص و محکم میایستادند و از آن حضرت دفاع میکردند و حتی کشته میشدند.
در ادامه سخنان دکتر اصغر نژاد، میتوان به نمونههایی از این موضوع در تاریخ معاصر نیز اشاره کرد. امام خمینی در سالهای شروع مبارزه با رژیم شاه، صراحتا اعلام کرد:« الیوم تقیه حرام و اظهار حقایق واجب است ولو بلغ ما بلغ». یعنی درجه ارزش و اهمیت اجتماعی موضوع باید حتما سنجیده شود. تشخیص استثنائات از عهده کارشناسان دانشمند و باتقوا برمی آید، نه از عهده هرکسی که بخواهد به خاطر کمترین منافع شخصی یا تضییع حقوق دیگران یا کتمان حقیقت، به هر فریب و ریا ودغلکاری تن دهد.
سقف آزادی
دکتر اصغر نژاد درباره راهکار مواجهه با ریاکاری میگوید: بخش اعظم راهکار، شامل آموزشهایی میشود که افراد میتوانند دریافت کنند تا باورهایشان درباره این مساله درونی شود. قوانین نظارتی و کنترلکننده جامعه باید مورد بازنگری قرار بگیرند و آن دسته از آنها که پایه و اساس منطقی ندارند، حذف بشوند تا آدمها راحتتر بتوانند خود واقعی شان را بروز بدهند و تحت فشار و کنترل نباشند. البته سیستم گزینش در همه کشورهای دنیا وجود دارد و مطابق آن، هرکس بخواهد استخدام شود باید معیارهایی را داشته باشد. شما در کشورهای کمونیستی میدیدید که بسیاری از دانشمندان و مصلحان اجتماعی به دلیل مخالفت با جریان حاکم به مناطقی همچون سیبری تبعید میشدند.
در کشورهای به اصطلاح آزاد هم سقف آزادی مشخص است، یعنی یک تیغه تیز در فاصله چند متری بالای سر افراد میگردد که اگر بخواهند سرشان را از حدی بالاتر ببرند، گرفتار آن خواهند شد. تنها حدود فاصله این تیغه در فرهنگهای مختلف، متفاوت است. هر کشوری چارچوبها و اصول و قوانین خودش را دارد که مردم باید از آنها تبعیت کنند. به هرحال جامعه نیاز دارد برای رتق و فتق امور خود، کسانی را گزینش کند و اگرچه امکان مصاحبه و انجام آزمونهای روان شناختی درباره آنها را دارد، اما در نهایت، ارزیابی دقیق و درست انگیزههای باطنی افراد آن قدرها هم ساده نیست.
روند گسترش ریاکاری در تمامی سطوح جامعه
لیلا فلاحتی، دکترای علوم اجتماعی و عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، درباره عوامل گسترش تظاهر در جامعه میگوید: ریا ریشههای فرهنگی دارد. علت گسترش این ویژگی ناشایست که در تمامی جوامع نیز وجود دارد، ساختارهای حاکم بر جوامع بشری است که ارزشهایی را اصلی قلمداد کرده و همه آدمها را با یک خط کش ثابت و بدون در نظر گرفتن ارزشهای دیگر آنها مورد ارزیابی قرار میدهد. در چنین شرایطی، کسانی که به معیارهای این قیاس اعتقاد ندارند نیز برای پیشبرد اهدافشان ناچار به ریاکاری میشوند.
دکتر فلاحتی میافزاید: وقتی فرد مشاهده میکند که یک نفر با قلب واقعیت، پاداشی دریافت میکند، تشویق میشود که او هم همان مسیر را طی کند، در نتیجه فرهنگ ریاکاری تقویت میشود. این روند از افراد شروع شده و تبدیل به یک حرکت اجتماعی میشود، بنابراین اگر در سطوح فردی جلوی آن گرفته نشود،در سطوح بالاتر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه گسترش پیدا میکند.
این پژوهشگر اجتماعی درباره جوامعی که ریا در آنها رواج بیشتری دارد میگوید: جوامع سنتی نمیپذیرند که شخصی با موجودیت خودش که شاید خلاف هنجارهای جامعه باشد، بتواند موفق شود. اما عصر ارتباطات است. رسانه، همه امور را مدیریت میکند و مسایلی که ممکن است در تعارض با فرهنگ یک جامعه باشند، به سرعت میتوانند راه خود را در آن جامعه باز کنند. بنابراین اگر نظام فرهنگی یک جامعه، پویایی خود را حفظ نکند و به مردمش آموزش ندهد، نمیتواند در مقابل گسترش ریاکاری کاری انجام دهد.
گذشتن از منافع بزرگ به نفع منافع کوچک
دکتر سیدهادی معتمدی، روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، در مقایسهای میان ایران و جوامع دیگر از نظر گسترش ریاکاری میگوید: درباره مسایل اجتماعی نمیتوان آمار دقیقی ارائه داد و هیچ آمار مستند و موثقی در این زمینه وجود ندارد. برخی افراد به دلیل آن که با مردم خودمان در تماس هستند و شناخت درستی از فرهنگ کشورهای دیگر ندارند، ممکن است خیال کنند ریاکاری در ایران بیشتر رواج دارد، حال آن که ممکن است در کشورهای دیگر، ریاکاری در حوزه اقتصادی یا حوزههای دیگر اتفاق بیفتد.
دکتر معتمدی در بیان دلایل ریاکاری میگوید: بسته به سن فرد، دلیل ریاکاری میتواند متفاوت باشد. در سنین نوجوانی، معمولا این ترس از مجازات است که نوجوان را به دروغگویی و تظاهر وا میدارد اما در سنین بالاتر، منفعت جویی، فرد را به این سمت سوق میدهد. این مساله ریشه در ضعف تربیت دینی و فرهنگی دارد. افراد باید از همان کودکی تحت تربیت قرار بگیرند و بیاموزند که در هیچ شرایطی اجازه ندارند دروغ بگویند. این یکی از مهارتهای زندگی است که بدانیم نباید از منافع درازمدت و بزرگی مانند صداقت و آثار مثبت آن بر روح و روان، به خاطر منافع کوچک و کوتاه مدتی مانند رسیدن به خواستههای آنی خود بگذریم.
تعامل فرد و جامعه
گاهی وقتها آدمها در جامعه احساس امنیت نمیکنند و نگران این هستند که اگر با فلان سر و وضع یا فلان شرایط در جامعه ظاهر شوند، مردم درباره شان قضاوت بدی خواهند کرد. در این گونه موارد، باید دید که آیا این جامعه است که سختگیرانه برخورد میکند و افراد خود را مدام زیر ذره بین و در بوته نقد قرار میدهد یا این افراد جامعه هستند که بی توجه به کرامت انسانی خود و حقوق دیگران، قوانین را نادیده میگیرند و هنجارشکنی میکنند.
محمود امانی، استاد دانشگاه و جامعه شناس، به گزارشگر روزنامه اطلاعات میگوید: ریا را در فرهنگ فارسی معین، تظاهر و دورویی معنی کرده اند. «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو»، پندی است که نسلها سینه به سینه در ایران نقل شده تا به ما رسیده است. بسیاری از ما معتقدیم که ریاکاریم و با این مساله کنار آمده ایم، حال آن که ریا را به عنوان یک معضل اجتماعی و یک عنصر فرهنگی نامطلوب میشناسیم.
نهادینه شدن ریا؟
این جامعه شناس میافزاید: اگر بخواهیم با رویکرد جامعه شناختی، مساله ریا در فرهنگ ایرانیان را مورد بررسی قرار دهیم، دلایل تاریخی در صدر قرار می گیرند. ناامنی به دلیل هجوم اقوام غارتگر در طول تاریخ سبب شده تا ایرانیان ریا را به عنوان یک ابزار دفاعی به کار بگیرند. این ناامنی در دورههایی، سبب از بین رفتن اعتماد بین اقشار مختلف اجتماعی هم شده است. از دیدگاه کارکردگرایان، ریا در فرهنگ ایرانی به این دلیل به بقای خود ادامه داده که دارای اثربخشی بوده است. تا زمانی که این کارکرد و اثر بخشی ادامه دارد، ریا نیز جزئی جدانشدنی از اخلاق و روحیات ایرانیان خواهد بود.
کاهش نفوذ اخلاق دینی و حرفه ای در ایران در سالیان اخیر به دلایل مختلف از جمله مدرنیته، شتاب آهنگ زندگی و دین گریزی بخشی از جامعه، از مهمترین دلایل رشد ریاکــاری در بین مــردم است. در این میان، اثر بخشی پیام دهندگان حوزه اخلاق کشورمان باید مورد بررسی قرار گیرد. زیرا در دین و فرهنگ ما ایرانیان ریاکاری به شدت نهی شده، از گناهان دینی محسوب شده و مورد مذمت قرار گرفته است. اینجاست که روحانیون باید پاپیش بگذارند و از روشهای مدرنتر جهت افزایش اثربخشی پیامهایشان به خصوص در حوزه اخلاق تلاش کنند که بی شک مفید خواهد بود.
ساختار بیمار اجتماعی
آقای امانی، استاد جامعه شناسی درباره جامعه هدف ریاکاری میگوید: مدیریت سنتی، ضعف شایسته سالاری، باندبازی، پارتی بازی، فساد اداری، ضعف عدالت در تمام سطوح و کم هزینه بودن این عناصر فرهنگی نامطلوب در ایران سبب شده تا مردم تحت تاثیر ساختار قدرتمندی که به شدت رفتارها را تحت الشعاع قرار می دهد، مجبور به استفاده از ریا برای پیشبرد اهدافشان باشند. در همه قشرها، استفاده ابزاری از ریا به شکل ساختاری مشاهده می شود و شدت و ضعف آن به قشر خاصی برنمی گردد. باید ساختار بیمار ترمیم شود تا بتوان جلوی پیشرفت ریاکاری در جامعه، سدی محکم ایجاد کرد.
نقابهای غیرواقعی و فریبکارانه
اروین گافمن، جامعه شناس معروف کانادایی، در تئوری نمایشنامهای میگوید: زندگی همانند تئاتر است که روی صحنه و پشت صحنه دارد. مردم باید زمانی که رفتارهایشان را در جامعه ظاهر می سازند، جلوی صحنه، وضع مطلوبی ارایه دهند و پشت صحنه زندگی خود را آشکار نسازند. به عبارتی همه ما انسانها به طور طبیعی لازم است بر صورتمان نقابی بزنیم و نقشهای متفاوتی را در طول روز و در مسیر زنـدگی ایــفا کنیــم. مساله ریا جایی اتفـاق می افتد که فاصله زیادی بین این نقاب با صورت طبیعی به وجود می آید. نقابها باید فاصلهای کم و طبیعی با صورت اصلی ما داشته باشند. متاسفانه گاهی برخی از ما ایرانیان از نقابهایی روبه روی دیگران استفاده می کنیم تا آنها را فریب دهیم و با فریب به هدف نامطلوب خود تحقق می بخشیم. اینجاست که ریا با نقاب زدن ـ نظریه نمایشنامه ای که امری طبیعی در جامعه است ـ فرق دارد.مشکل اساسی ما این است که وجدان جمعی ایرانیان در ظاهر ریا را نهی میکند اما عملا آن را به عنوان یک راهکار پیشبردی و سودمند، مفید تشخیص می دهد و دقیقا اینجاست که مساله سخت می شود، زیرا تغییر در حوزه فرهنگ سخت، زمانبر و هزینهبر است.
راهکارهای مبارزه
به گفته آقای امانی، وارد کردن یک شوک بزرگ به فرهنگ خودی، بزرگ ترین لازمه درمان ریاکاری در ایران است. آموزش و فرهنگسازی بزرگترین و کارآمدترین دارویی است که میتوان تجویز کرد. کودک از همان دوران ابتدایی باید بداند ریا و ریاکاری ذاتا نامطلوب است و در صورت استفاده از آن، برچسب یک انسان منحرف و نامطلوب تا ابد بر پیشانی و پشتش حک خواهد شد (نظریه هوارد بکر در جامعه شناسی انحرافات).
افزایش هزینههای ریا کاری، هم به صورت رسمی و هم غیر رسمی، از جمله مواردی است که می تواند مورد توجه قرار گیرد. معلمین در مدارس و اساتید در دانشگاهها می توانند همچون مبارزه با دروغ به عنوان یک گناه، در مورد ریاکاری نیز صحبت کنند و نقش درمانی و آموزشی مهم و مطلوبی برعهده بگیرند. برگزاری سخنرانی، تهیه فیلم و تیزر و انواع روشهای تبلیغاتی مدرن و سنتی در درازمدت و میان مدت میتواند ما را امیدوار کند تا در سالیانی نه چندان دور دیگر هیچ پدری و مادری به فرزندانشان نگویند: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!
