راه استادي در شطرنج
بر گرفته از مقدمه كتاب راه استادي شطرنج نوشته دكتر ماكس ايوه ، ترجمه عوضعلي بهروزي و سيد محمد كاظم مرتضوي، انتشارات فرزين
تعداد شطرنجبازان آماتور بسيار است، و درميان انبوه اينگونه بازيكنان
هستند كساني كه بواسطه تمرين زياد با بازيكنان قوي، بواسطه خواندن دقيق خود
آموزهاي شطرنج، توانسته اند با بسياري از قوائد بازي شطرنج آشنا شوند، ياد
گرفته اند كه چگونه حركات قوي بكنند، آموخته اند كه از ايجاد ضعف هاي شديد
در وضعيت خود اجتناب ورزند، و به سطحي رسيده اند كه مرتكب اشتباهات
تاكتيكي واضح نمي شوندو خلاصه، بازيكناني قوي گشته اند
اين
آماتورها، ديگر از روي بي دقتي مهره هايشان را از دست نمي دهند، و نسبت به
اكثر استادان قرن نوزدهم، درك بهتري از پوزيسيون دارند .آنها معمولاً به
راحتي مي توانند حريفان ضعيفتر و كم معلومات تر از خود را مغلوب كنند. ولي
با اين حال، همين آماتورها در مسابقات معمولاً مغلوب استادان امروزي مي
شوند
اين تفاوت، شطرنج باز جاه طلب را به تأمل و تفكر وا ميدارد.
يك استاد چه مهارتی دارد كه آماتور از آن بي بهره است؟ چه چيزي استاد را از
آماتور قوي متمايز ميسازد؟ آماتور بري استاد شدن –يا حداقل، بهبود بازي
خود چه بايد بكند؟ استاد چه كسي است؟
استاد كسي است كه بر فنون
اداره هر مرحله از بازي، يعني گشايش بازي، وسط بازي و آخر بازي، آگاهي كامل
دارد. او بازي را همچون كلي واحد اداره ميكند، و هر حركت او جزئي از يك
نقشه خاص استراتژيكي يا تاكتيكي است. او با هوشياري امكانات هر وضعيتي را
درك ميكند. او ميتواند نتايج هر حركت را به درستي تجزيه و تحليل كرده و
دقيقاً پيش بيني كند. او قوائد اساسي وضعيت هاي مختلف را ميفهمد بازي
تاكتيكي او قوي است و نسبت به بازيكنان ديگر، مرتكب اشتباهات كمتر و كم
اهميت تر ميشود. او با بسياري از بازيهاي گذشته آشناست و از ادامه هاي كه
در مسابقات امروزي بازي ميشود نيز به خوبي اطلاع دارد.
استاد و
آماتور از نقطه نظري متفاوت به وضعيت شطرنج مي نگرند. استاد درك و فهمي از
هر وضعيت و مقتضيات آن دارد كه آماتور هنوز به دست نياورده است، و استاد بر
آن فعل و انفعال متقابل قوائد متنوع شطرنجي آگاهي دارد كه آماتور شايد حتي
از وجودشان هم بيخبر باشد
حالا بياييم جنبه هي مختلفي را بررسي
كنيم كه در آنها تفاوت بين استاد و آماتور مشهود است، و در عين حال ببنيم
كه در هر زمينه آماتور بري تقويت بازي خود و پيشرفت به سوي استادي چه بايد
بكند
گشايش بازي
تا حدودي ميتوان گفت كه در گشايش بازي تفاوت آشكاري بين استاد و آماتور
وجود ندارد، چون هر دو ممكن است ادامه هاي تئوريك يكساني را بازي كنند. اما
تفاوت زيادي هست بين طوطيوار بازي كردن واريانتهاي شروع بازي و فهميدن
آنها. از همان حركت اول، استاد، چه از نظر استراتژيكي و چه از نظر تاكتيكي،
ميفهمد كه چرا اين و آن حركت را بازي ميكند. ولي از طرف ديگر آماتور، اغلب
واريانتها را حفظ كرده و آنها را ماشين وار بازي ميكند. در چنين حالاتي،
به مجرد اولين انحراف از ادامه ((كتابي))، آماتور سر نخ را از دست ميدهد،
در حاليكه استاد، كه زير بناي حركات را فهميده است، ميداند كه چگونه از
بازي اشتباه حريف سود ببرد. استاد به طور كلي گشايش بازي را دقيقاًً مطابق
با تئوري بازي ميكند، ولي گاهگاهي عمداً از بهترين ادامه هاي تئوريكي
اجتناب ميورزد تا خودش را از واريانتي كه به مساوي منجر ميشود يا ادامه ي
كه دوست ندارد، ادامه ي كه شايد با طبع او سازگار نيست، كنار بكشد، يا ممكن
است اين كار فقط براي گيج كردن حريفش بكند و بدين ترتيب، حركت مشكوكي كه
يك استاد انجام ميدهد، و همان حركت، وقتي كه توسط يك آماتور بازي ميشود،
ممكن است در معني كاملاً متفاوت باشد
استاد دلايل ديگري نيز بري
انحراف از يك ادامه تئوريك دارد. او اغلب واريانتهاي گشايشي بخصوصي را
مطالعه ميكند، و ممكن است طریقي براي اصلاح آنها كشف كند. استاد. كه بازيكن
قوي است، ميتواند اشتباهات كوچكي در بعضي از ادامه هاي معمول بيابد يافتن
راه هاي اصلاحي آنچنان كه به نظر ميرسد مشكل نيست، چون اصولا مگر تئوري
چيست؟ تئوري از دو منبع ريشه ميگيرد:اول، گردآوري ادامه هاي بازي شده در
مسابقات توسط استادان و آماتورهاي قوي به طريق آماري، و دوم، تجزيه و تحليل
واريانتهاي گشايشي كه در فرصتي كافي توسط همان بازيكنان، قبل يا بعد از
مسابقات، صورت گرفته است. تجزيه و تحليل نوع اخير طبعاً معتبرتر است،چون
تحت تاثير تنگي وقت، كه در مسابقات وجود دارد، نيست. استادان اغلب ادامه
هاي خاصي را از قبل تجزيه و تحليل ميكنند و بعد در اولين فرصت از آن در يك
مسابقه استفاده ميكنند تا حريفان نسبتاً نا آماده را غافلگير كنند. متخصصان
گشايش بازيهاي شطرنج همه بازيهاي را كه در آن يك ادامه خاصي از يك واريانت
مشخص بازي شده است، و نيز كليه تجزيه و تحليل هاي تئوريك موجود در آن
ادامه را مورد بررسي قرار داده و يك واحد تئوريك از آن بدست ميآورند كه
ارزشش خيلي بيشتر از گردآوري آماري است، زيرا كه شامل تفسير و نتيجه گيري
ميباشد. استاد ممكن است بتواند در اين واحد هاي تئوريك نيز اصلاحاتي پيدا
كند، ولي اينكار خيلي مشكل تر است، چون اين قسمت قبلاً توسط يك يا چند
متخصص قبل از او مورد تحقيق قرار گرفته است
وقتي كه آماتور در حين
بازي از تئوري منحرف ميشود، معمولاً به اين خاطر است كه او با آن آشنا نيست
يا نميتواند آنرا بياد آورد. در چنين حالاتي، حركتي كه او جانشين حركت
تئوريك ميكند محتملاً ضعيف تر از آن است، يا حتي اشتباهي آشكار ميباشد.
حريف او طبعاً ميتواند فوراً از آن اشتباه بهره برداري كند
چگونه آماتور ميتواند تكنيك گشايش خود را بهبود بخشد
آماتور بايد با كليه گشايشهاي اصلي آشنائي داشته و بخصوص در دو يا سه تا
از آنها اطلاعاتي كامل داشته باشد.اگر قصد شركت در مسابقات را دارد بايد كه
با گشايش بازيها و واريانتهاي كه امروزه رايج اند بخوبي آشنا باشد. ولي
براي هر كس كه ساعات زيادي را وقف شطرنج نميكند عملاً غير ممكن است كه
بتواند آشنائي عميقي با واريانتهاي خاص گشايشهاي مشهور پيدا كند.به همين
دليل، احتمالاً بهترين راه براي بهبود بخشيدن بازي گشايشي آن است كه ايده و
فكري كه در هر گشايش اصلي وجود دارد مورد مطالعه قرار داد و گشايش را با
در نظر داشتن ايده اصلي آن بازي كرد، و در همان ضمن بايد به مقتضيات
تاكتيكي هر وضعيت دقيقاً توجه داشت. آماتور بايد ايده هاي تك تك حركاتي كه
يك گشايش خاص را به وجود ميآورند درك كند و نيز از آنچه كه باعث به وجود
آمدن يك وضعيت خوب، در خلال يا در پايان مرحله گشايشي است، شناخت بيشتري
بدست آورد
ايده هاي گشايشها را ميتوان در بعضي از خودآموزهاي
شطرنج، در مقاله هاي مجلات شطرنج، و اغلب در بازيهاي تفسير شده يافت.برای
آماتور مفيد خواهد بود كه بازيهاي زيادي در يك گشايش خاص انجام دهد. اين
كار به او نشان خواهد داد كه چگونه آن گشايش بسط مي يابد،ضعفها و قدرتهاي
آن، و بعضي مسايلي كه در خلال آن پيش مي آيند چيست.بعلاوه، آماتور پيشرفته ي
كه در بعضي از گشايشها يا واريانتها تخصص يافته است ميتواند درست مثل يك
استاد، بكوشد كه تئوري را اصلاح كند. طبعاً،بيشتر احتمال دارد كه او
بتوانداشتباهاتي كوچك را در بازيهاي مسابقات كشف كند تا در تجزيه و تحليل
هاي تئوريك
ولي صرف نظر از آموختن حركات تئوريك هر گشايش بخصوص،
آماتور بايد هميشه عناصر يك وضعيت خوب شطرنجي را در نظر داشته باشد و هر
وقت كه با گشايشي ناآشنا و يا حركتي عجيب در يك گشايش آشنا روبرو شد، بكوشد
كه با تجزيه تحليل دقيق به وضعيتي محكم دست يابد
انتقال به وسط بازي
وقتي اكثر سوارها گسترش يافته و آماده نبردي فعال باشند، گشايش تقريباً
خاتمه يافته و وسط بازي در شرف آغاز است اين مرحله ي از بازي است كه شايد
اداره كردنش از هر مرحله ديگري مشكل تر باشد، از لحاظي به اين خاطر كه در
كتابها نوشته نشده است،و از لحاظي به اين خاطر كه اگر چه سوارها آماده
بازي هستند،ولي معمولاً هنوز با مهره هاي حريف درگيري پيدا نكرده اند،.
بنابراين تفكر بازيكن بايد بيشتر استراتژيكي باشد تا تاكتيكي. در اين قسمت
از بازي است كه معلوم ميشود آيا بازيكن معني كلماتی را كه در گشايش بازي
ميكرد، ميدانسته يا اين كه فقط داشته يك رشته حركاتي را كه در يك كتاب
شطرنج ياد گرفته از حفظ بازي ميكرده است. در اين مرحله، بازيكن بايد نقشه
هاي برای آينده بكشد و يك استراتژي كلي تعيين كند.انتخاب استراتژي صحيح
بسيار مهم است،و در ضمن ميتواند بسيار مشكل باشد. ريشه هاي استراتژي مرحله
انتقال به وسط بازي در گشايش قرار دارند
تفاوت بين استاد و آماتور
در اينجا خيلي بيشتر از گشايش آشكار ميگردد. در اينجا اغلب آماتور گيج است و
نميداند با وضعيتي كه بنا كرده چه بكند، بي هدف، يا حداقل بي ثبات،بازي
ميكند، برعكس، استاد،كه نوع كلي استراتژي را كه از گشايش بازي شده حاصل
ميشود، ميفهمد و ميداند كه ويژگيهاي وضعيتش چيست و دنبال چه هدفهايي بايد
باشد، استراتژي را مطابق با نيازهاي وضعيتش طرح ميكند و زمينه ي براي يك
ادامه موفق در وسط بازي پي ميريزد
چگونه آماتور ميتواند بازي هایش را در مرحله انتقال به وسط بازي بهبود بخشد؟
كتابهاي چند در زمينه وسط بازي هست كه اين مرحله انتقالي را مورد بحث قرار
ميدهند،ويك كار خيلي مفيد بري بهبود يافتن بازي آماتور در اين قسمت آن است
كه او آنچه را كه استاد در اين مرحله انجام ميدهد مورد بررسي دقيق قرار
دهد.بازيهاي مسابقات رسمي اغلب چنين تكنيكهايي را نشان ميدهند،ولي آنها را
بايد با اين قصد مورد مطالعه قرار داد كه بفهميم درست بلافاصله بعد از
گشايش چه اتفاق ميافتد.بخصوص جالب است كه اين قسمت از بازيهاي
استاد-عليه-آماتور را مورد بررسي قرار دهيم تا ببينيم طرز عمل استاد در
مقابل حركات عجولانه آماتور چيست؟
با هدف بازي كردن در مرحله انتقال به وسط بازي، پيش از هر چيز به فهميدن گشايش بازي ارتباط دارد
وسط بازي
وسط بازي آن قسمت از شطرنج است كه در آن مي توان سوارها را در هر گوشه از
صحنه يافت. صفت مشخصه آن پيچيدگي روابط متقابل بين سوارها و امكانات عملي
متعدد است.اين مرحله ي از شطرنج است كه بزرگترين ميدان را در برابر تخيل
بازيكن مي گشايد.بر خلاف گشايش، وسط بازي مورد كاوش هاي بي پايان قرار
نگرفته است؛و بر خلاف آخر بازي،به يك رشته تكنيك هاي ظريف تبديل نشده
است.بعلت فقدان راه هاي مشخصي براي ادامه، و بعلت پيچيدگي ذاتيش، وسط بازي
بسياري از مشكل ترين مسايل بازي را بر دارد.براي درست بازي كردن اين
مرحله،بازيكن بايد از يك سو وضعيت را چون كلي واحد در نظر بگيرد تا بتواند
دقيقاُ قضاوت كند كه چه ادامه ي براي بازي صحيح است،و از سوي ديگر تمام
جزئيات گوناگون وضعيت را در نظر گرفته و هيچ امكاني، را چه آشكار و چه
پنهان، ناديده نگيرد
در وسط بازي،انواع مسائل كلي استراتژيكي مطرح
ميگردد:نگاه داشتن نيروها يا تعويض سوارها،حفظ درگيري يا تعويض پياده
ها،باز كردن ستون يا بستن آن بري هميشه،شروع حمله ي همه جانبه به شاه
دشمن،تمركزدادن نيروها بري گرفتن يك سوار حريف،ضعيف ساختن وضع پياده ي
حريف،يا با تصفيه كامل سوارها به يك آخر بازي مقرون به صرفه رسيدن. علاوه
بر اين سوالها، مسايل هميشگي تاكتيكي نيز وجود دارند كه بايد بر هر ملاحظه
استراتژيكي تقدم داشته باشند: آيا حريف هيچ تهديدي ندارد كه بايد آنرا دفع
كرد؟ اگر دارد چگونه؟ و اگر نه، ميتوان خود تهديداتي ايجاد كرد؟ يا آيا
ميتوان موقعيتي ناخوشايند براي حريف ايجاد كرد كه او را مجبور كند به ضرر
خود بازي كند؟
در شطرنج مثل زندگي، همه كس از يك نقطه نظر واحد به
موقعيت نمينگرد يك وضعيت پيچيده وسط بازي را در مقابل نيم دوجين بازيكن
بگذاريد و خواهيد ديد كه همه اين بازيكنان بري يافتن بهترين حركات از زوايي
مختلف به وضعيت مينگرند. اين تنوع .و غيره منتظر بودن است كه جذابيت بازي
شطرنج را بيشتر كرده و مانع از آن ميشود كه شطرنج به نمايشي كاملاً ماشيني
تبديل شود كه آنرا به خورد يك ماشين كامپيوتر داد
در وسط بازي و
انتقال به وسط بازي، تفاوت بين استاد و آماتور به نحو خاصي آشكار ميشود.
آماتور معمولاً دركي غير قاطع از موقعيت صحنه دارد و از كليه امكانات وضعيت
آگاه نيست. اگر موقعيت آرام باشد، آماتور اغلب موفق به كشف استراتژي صحيح
نميگردد؛اگر موقعيت تاكتيكي باشد، آماتور كمتر ميبيند و محاسباتش دقت
محاسبات استاد را ندارد
چگونه آماتور ميتواند بازياش را در وسط بازي بهبود بخشد؟
هيچ فرمول ساده ي براي متخصص شدن در موقعيتهاي پيچيده وسط بازي وجود
ندارد، ولي مطالعه شديد وسط بازي هاي استادان و تلاش بري فهميدن تك تك
حركات و رابطه شان با استراتژي كلي،ميتواند شروع خوبي باشد. بايد بازي
تاكتيكي و استراتژي هر دو را تقويت كرد. در ذيل عنوان تاكتيك ما نشان
خواهيم داد كه آماتور بري بهبود بخشيدن بازي تاكتيكي اش چه بايد بكند،و در
ذيل عنوان استراتژي،نشان ميدهيم كه چگونه آنها ميتوانند فهم بهتري از عناصر
استراتژيك و موضعي بازي شطرنج بدست آورند
يك ايده خوب در اين مورد
آن است كه به تمامي صحنه نگاه كرد و راه تخيلمان را براي كشف حركاتي كه
ميتوانند موقعيتي مناسب بري ما و ناخوشايند بري حريف خلق كنند باز
بگذاريم.حركت واضح هميشه بهترين حركت نيست و نبايد بسادگي تن به ماشيني
بازي كردن داد مثلاً يك رخ را به ستون باز بياوريم يا اسبمان را در خانه
سوم فيل گسترش دهيم. اينها ممكن حركات خوبي باشد، ولي در وضعيت مورد نظر،
ممكن است حركات خيلي بهتري موجود باشند. حركات آرام گاهي اوقات لازمند،ولي
حركتي كه فشار را افزايش داده ويا تهديدي مستقيم يا غير مستقيم ايجاد ميكند
ميتواند باعث آن شود كه حريف كاري بكند كه وضعش به خطر بيفتد يا حداقل
اوضاع را برخود مشكلتر كند. حركاتي كه ابتكار عمل را حفظ ميكنند هميشه
حركات مطلوب هستند
گاهي اوقات وسط بازي تماماً بر اساس يك تم قرار
دارد. ولي اغلب،برعكس، شامل يك رشته مراحل استراتژيك است.و بر هر يك از
آنها هدفهايي خاص خود دارد كه، بمحض حصول، بازي را به مرحله ي تازه با هدفي
متفاوت منتقل ميكنند.وقتي كه وضعيتي استاندارد وجود داشته باشد،ميتوان از
بازي استاندارد سود برد،ولي حداقل نه با دقتي رياضي و در قالبي محدود، با
شناختن موقعيت های استاندارد شده وسط بازي و طرق اداره آنها،آماتور ميتواند
توانايي اش را در اداره وسط بازي بالا ببرد
آخر بازي
آخر بازي آن مرحله از شطرنج است كه در آن آنقدر از سوارها تعويض شده كه هر
دو شاه بتوانند فعالانه در نبرد شركت جويند.همه بازيهاي شطرنج به اين
مرحله نمی رسند
آخر بازي با گشايش و وسط بازي فرق ميكند زيرا كه
بطور كلي تابع نوع بازي متديك و دقيقاً طراحي شده ي است كه تكنيك ناميده
ميشود. بعلت كمي تعداد سوارهاي صحنه،ميتوان با دقت بسيار بيشتري پيش بيني
كرد كه بعداً چه پيش مي آيد،و كاوش در انواع مختلف وضعيتها نشان داده است
كه روشهاي صحيح اداره موقعيت هاي گوناگون آخر بازي چه ميباشند
استاد در تكنيك آخر بازي مهارت كامل دارد. وقتي كه يك موقعيت آخر بازي پيش
بيايد، استاد راه صحيح اداره آن را پيدا ميكند. و از آنجايي كه موقعيت هاي
آخر بازي معمولاً شامل آنگونه ابداعاتي كه پيوسته در گشايش بازي پيدا
ميشود،يا آنگونه امكانات وسيعي كه مشخصه وسط بازي است، نميباشد بنابراين
داشتن معلوماتي از تكنيك آخر بازي معمولاً كفايت ميكند
نه تنها
تكنيك آخر بازي، بلكه دانستن نتيجه انواع وضعيتهاي آخر بازي نيز بسيار مفيد
است.چنين اطلاعاتي ميتواند به ما اين توانايي را بدهد كه حتي از وسط بازي
براي رسيدن به يك آخر بازي مقرون به صرفه تلاش كنيم،با اين تضمين كه اگر
وضعيت مطلوب در آخر بازي فرا برسد، نتيجه آن برد براي ما خواهد بود
آماتور طبعاً نسبت به استاد اطلاعات كمتري از آخر بازي دارد. آنچه كه بري
استاد در آخر بازي امري معمولي است اغلب بري آماتور بازي دشواري است كه
نيازمند محاسبات دقيق ميباشد، و واضح است كه امكان به خطا رفتن او بسيار
است
چگونه آماتور ميتواند آخر بازياش را بهبود بخشد
بهبود بازي در اين مرحله نتيجه كسب معلوماتي بيشتر است از (الف) نتيجه
انواع استاندارد آخر بازي؛ (ب) طرق خاص اداره انواع استاندارد آخر بازي
اين مسئله فوق العاده اهميت دارد كه نتيجه تئوريك وضعيتهاي استاندارد آخر
بازي را بدانيم، چون اين معلومات به ما كمك ميكند،در هنگامي كه وضعيت
پيچيده است،بتوانيم بازي را اداره كرده و قدرت انتخابي داشته باشيم. بري
مثال اگر در يك آخر بازي كه يكي طرفين يك رخ، و يك اسب، ويك پياده، و طرف
ديگر يك رخ و يك اسب داشته باشد، بازيكن بداند كه تحت چه شرايطي يك رخ و يك
پياده از يك رخ ميبرد. آنوقت او توجه خواهد كرد كه در چه موقع بايد بازي
را با تعويض اسبها تسويه كند
اين هم مهم است كه بدانيم كه چگونه
وضعيتهاي استاندارد آخر بازي را اداره كنيم. مثلاً، كافي نيست يك شاه و يك
پياده در مقابل شاه داشته باشيم و وضعيت طوري باشد كه پياده ما وزير شود.ما
بايد اينراهم بدانيم كه چگونه بازي را رهبري كرده و به اين ترتيب از پات
شدن جلوگيري كنيم، و اين تكنيكي است كه ميشود آن را آموخت؛و اگر آموخته
نشود،بازيكني كه در چنين وضعيتي قرار بگيرد ممكن است برد را از دست بدهد.
در چنين وضعيتهايي بسيار اهميت دارد كه ما معني و مقتضيات ((تقابل)) را
بفهميم آماتور بايد با آخر بازيهاي استانداردي چون رخ وپياده عليه رخ، شاه و
پياده عليه شاه،آخر بازيهاي پياده ي كه در آن تقابل مطرح است؛و وضعيتهايي
كه شامل پياده رونده حمايت شده، وپياده رونده دور ميباشد، وزير عليه پياده
هايي پيشرفته، و غيره، آخر بازيهايي كه شامل مبارزه فيل و پياده ها عليه
اسب و پياده ها است، اين مسئله كه چه عواملي به نفع اسب هستند، مثلاً پياده
ها كه همه در يك جناح باشند.يا پياده هاي مسدود شده ي كه در خانه هاي رنگ
فيل دشمن قرار دارند،يا چه عواملي به نفع فيل ميباشند،مثلاً پياده ها در هر
دو جناح صحنه ها پياده هاي مسدود شده كه در آن پياده هاي دشمن در خانه رنگ
آن فيل قرار دارند، آشنائي يابد
در مورد آخر بازي، ملاحضات كلي ذيل را بايد در نظر داشته باشيم
(الف( در بيش از ۹۰ درصد حالات، يك پياده اضافي در يك آخر بازي ساده پياده ي نقش قاطع دارد
(ب( در ساختمانهاي توام با سوار(ها)و پياده(ها)،پياده اضافي شايد در ۵۰ يا
۶۰ درصد حالات قاطع باشد، ولي وقتي كه بازيكن غير از پياده اضافي برتري
ديگري هم داشته باشد پياده اضافي قاطع ميگردد
(ج( شاه نقش مهمي در آخر بازي ايفا ميكند
(د( ابتكار در آخر بازي شايد حتي مهمتر از داشتن ابتكار در مراحل ديگر
بازي است.در آخر بازيهاي رخ، داشتن ابتكار را ميتوان حداقل به ارزش يك
پياده دانست
(ه(دو پياده رونده متحد بسيار نيرومند هستند، و وقتي
چنين پياده هاي به عرض ششم برسند بطور كلي با قدرت يك رخ برابري
ميكنند.عجيب آن است كه اگر شاه حريف در حوزه اين دو پياده گذشته متحد باشد،
دو امكان كاملاً مخالف پيش ميآيد
(۱) اگر شاه بتواند آن پياده ي
را كمتر پيشروي كرده مسدود كند، اين ساختمان پياده ي تقريباً بيارزش
ميگردد؛ولي (۲) اگر طرفي كه پياده دارد بتواند به شاه حريف حمله كند- و اين
امكان معمولاً موجود است-نيروي دو پياده حتي بيشتر هم ميشود
خلاصه، آخر بازي مرحله ي است كه در آن معلومات بيشتر از قدرت ديد اهميت
دارد، و مرحله ي است كه ميتوان آنرا تا حدود زيادي به وسيله مطالعه
آموخت.بي علت نيست كه استادان بزرگي چون كاپابلانكا توصيه كرده اند: آخر
بازي را بياموزيد
استراتژي، تاكتيك، و موقعيتهاي تاكتيكي
در هنگام مطالعه مباحث تكنيك شطرنج، بزودي به اصلاحات استراتژي و تاكتيك
بر ميخوريم، گاهي اوقات اين اصطلاحات بسادگي به هر گونه مانور شطرنجي اطلاق
ميشود، وگاهي اوقات براي تعريف دقيق در طرز عمل متفاوت در شطرنج بكار
ميروند.استراتژي و تاكتيك، اگر چه از يكديگر متمايز هستند، ولي در بعضي
مواقع چنان بهم پيوند خورده اند كه در هنگام طرح يك نقشه استراتژيك، بايد
در نظر داشته باشيم كه كل نقشه ما ممكن است با يك نقطه عطف تاكتيكي تغيير
يافته يا از مسير خود خارج شود، و اغلب پيش ميآيد كه يك تصميم تاكتيكي تا
اندازه ي به هدفهاي استراتژيك بازيكن بستگي دارد. بالاتر از تاكتيك و
استراتژي، نوعي وضعيت هست كه ما آنرا موقعيت تاكتيكي ميخوانيم،زيرا كه
محتاج محاسبه است و با اين حال از تعريف متداول تاكتيك عدول ميكند زيرا كه
شامل عملي كردن يك نقشه استراتژيك از پيش طرح شده نميباشد
معني
دقيق اين اصلاحات هر چه باشد، بري انجام يك بازي موفقيت آميز فوق العاده
اهميت دارد كه اين مفاهيم را در موقع مناسب خود بكار ببريم. بطور كلي، همه
بازيكنان با تجربه جزئيات تاكتيكي را مورد محاسبه قرار ميدهند، ولي بسياري
از آماتورها تا حدودي يا بطور كلي از استراتژي و اهميت نقش آن درشطرنج،
ونيز از تاكتيك،تا آنجاييكه به عملي ساختن يك نقشه استراتژيك مربوط ميشود،
بيخبرند
+ نوشته شده در ساعت توسط reza mohammadi
|